تبليغاتX
The lion son of arian territory

 سلام دوستای گل خودم !!!!

 

قبل از هر چیز از لطف زیاد همه تون تشکر می کنم ...تنها کاری که

 

واسه تشکر از شما عزیزان می تونم داشته باشم اینه که سعی

 

کنم جوری بنویسم و عکس بذارم که شماها دوست داشته باشید

 

.

 

نمی دونم الان باید تبریک بگم یا... وقتی روز نیمه شعبان خبر

 

پیوستن فریدون به تیم جدیدش رو شنیدم از خوشحالی داشتم پر در

 

می یاوردم و می گفتم این بهترین عیدی بود که خدا داد و تصمیم

 

داشتم همون شب بیام آپدیت ....اون شب نشد بیام و بعدش

 

هم .....مشکلی پیش اومد و تا امروز اصلا نتونستم بیام اینجا ..... یه

 

اتفاق بد ....

 

 

 

 

پدر دوست عزیزم ریحانه

 

 

جون من فوت شد . خدا

 

 

 رحمتش کنه .....

 

 

ریحانه عزیزم بهت تسلیت

 

 

 می گم . امیدوارم غم

 

 

 آخرت باشه .

 

 

 

 

 

 

منم شنبه تولدمه .... اما چه

 

 تولدی . یکی از عزیزترین های من

 

الان عزاداره ...منم هنوز باورم نمی

 

شه این اتفاق نحس افتاده ...ریحانم

 

هم حالش خوب نیست . نگاش که

 

می کنم آآاتیش می گیرم . بچه ها از

 

همه تون می خوام که براش دعا کنید .

 

 

از طرف دیگه یادمه

 

 پارسال دوستام کنار هدیه های

 

تولدم ، عکس و پوستر از فریدون بهم

 

دادن ....حالا که دیگه نه عکسی ازش

 

هست و نه پوستری و نه .....

 

واااااایییییی... عین یه کابوس می

 

مونه ... خب حالا به جاش من خودم

 

چند تا عکس از فریدون زندی عزیز

 

برای تولد خودم !!!!! می ذارم و برای

 

شما .

 

 

 

 

 

شرمنده تونم . این روزا زیاد حوصله

 

 ندارم .اما اخه خیلی سخته که آدم

 

دوستیش که براش از خواهر عزیزتره

 

 رو تو این وضع ببینه .

 

 

 

 

 

 

این خبر رو که احتمالا همه شنیدید .

 

 و به خاطر تاخیر در به روز کردنم

 

 تکراریه :

 

 


به گزارش گروه فوتبال خبرگزاري ورزش ايران (ايپنا) و به نقل از سايت نشريه معتبر كيكر؛ فريدون زندي هافبك ايراني ـ آلماني، جمعه گذشته با تيم دسته دومي
TUS كوبلنز قرارداد امضا كرد.
تيم كوبلنز هم اكنون از سه بازي صاحب 6 امتياز است و در مكان ششم جدول دسته دوم بوندس‌ليگا قرار دارد.
اين تيم فصل گذشته با 66 امتياز در ليگ منطقه جنوب آلمان به مقام دوم دست يافت و به رقابت‌هاي بوندس‌ليگاي دو صعود كرد.
سايت كيكر همچنين نوشت : از آنجاييكه زندي در پايان فصل بازيكن آزاد و بدون تيم بود، براي اين انتقال مبلغي را پرداخت نكرد.

 

 

 

اما الان که فکر می کنم می بینم حق

 

اون بیشتر از اینا بود ....اینکه بره به

 

 یه تیم دسته دومی ...به هر حال

 

براش آرزوی موفقیت و سلامتی می

 

کنم .

 

« شاد و پیروز باشید » 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 5:30  توسط Andisheh  | 

با سلام به همممممممه ی دوستای گلم

 

ازتون معذرت می خوام خیییییییییلی زیاد چون با تأخیری

 

بیشتر از دفعه ی قبل دارم آپ می کنم .....و از همه عزیزانم

 

که این همه لطف به من داشتن توی قسمت نظرات یه تشکر

 

جانانه دارم .....و شرمنده تونم که با وجود این همه مهربونی

 

شما نتونستم زود بیام ....

 

دلم تنگه ....خیلی دلم تنگه .... برای شماها

 

...برای اومدن فریدون ....برای اون روزا .....

 

یادش بخیر روزی نبود از مدرسه بیام و با

 

ذوق ندوم طرف دکه ی روزنامه فروشی

 

.....به ذوق دیدن حتی یه کلمه اسم

 

فریدون زندی ....آره ...فقط کافی بود یه

 

گوووووشه ی یکی از روزنامه ها نوشته بود

 

: فریدون .... ، به طرف اون روزنامه حمله ور

 

می شدم !!!!! اکثر روزا به خاطر همراه

 

داشتن حداقل یک روزنامه ورزشی کلی از

 

مامان و بابا اعتراض می شنیدم .....اما

 

حتی اونا هم شیرین بود ....کاش هنوز

 

منتظر نوشتن خبر ساعت بازی هاش توی

 

خبر ورزشی بودم  ...کاش هنوز برای دیدن

 

لیست تیم ملی لحظه شماری می کردم ....

 

کاش منتظر نوشتن تیتر

 

« لژیونرها وارد تهران شدند »  بودم ....

 

کاش با دیدن عکساش روی صفحه های

 

اول ، اشک شوق از چشمام می یومد ...

 

کاش وقتی مصاحبه هاش رو می دیدم

 

برای لهجه ی نازش و لحن مهربون صحبتش

 

قلبم از جا کنده می شد ( یادش بخیر

 

...عادت داشتم هیچ وقت با عجله مصاحبه

 

هاش رو نمی خوندم ....می گفتم باید یه جا

 

با آرامش کامل و شمرده شمرده بخونم !!!!)

 

....کاش همون موقعها بود که معصومانه

 

می گفت :

 

 « خوشحال شدم دوباره ایران اومدم » ....

 

کاش روزشماری و بعدش لحظه شماری

 

می کردم برای ورودش به ایران خودش

 

! ...ایرانی که به خاطرش از خیلی

 

موفقیتهای بیشتر که می تونست به دست

 

بیاره دست کشید و وقتی اولین گلش رو

 

روانه ی دروازه کرد ، صادقانه پرچمش رو

 

بوسه زد .... و حالا همون ایران اونو محروم

 

کرد ....از خدمت به مردمش که خود فریدون

 

همیشه می گفت برام افتخاره ....حالا از

 

این افتخار محرومش کردن ... شاید به جرم

 

اینکه تک روی نمی کرد و روی سیستم تیم

 

ملی ایران رفتار نمی کرد ، دوست داشت

 

پاس بده و تیمش پیروز باشه ، نه خودش

 

،........

 

برای اون پیروزی تیمش پیروزی خودش بود

 

، همیشه هر وقت ازش می پرسیدن گل

 

می زنی ؟ می گفت :

 

« ما باید ببریم حالا اگه من گل بزنم هم

 

بهتره » ...شاید هم نه ، به خاطر خاکی و

 

مردمی بودنش باید خط می خورد ...یا

 

شایدم چون هیچ وقت تو حاشیه نبود ....

 

آره دیگه ...اون هیچی ش به بازیکنای تیم

 

ایران نمی خورد ....به خاطر همین چیزا

 

باااااید خطش می زدن ....

 

واااااااااااااااااای.... واااای ..... دلم تنگه ....

 

تمرینای تیم رو دیگه نمی تونم نگاه کنم

 

بغض گلومو می گیره ....یاد شبایی می فتم

 

که پای اخبارها میخ کوب می شدم تا چند

 

کلمه صحبت شیرینش به زبون فارسی ش

 

رو بشنوم !!!!! فقط خدا خدا می کردم

 

خبرنگارا برن تو کمپ و گزارش بگیرن ....

 

شبکه خبر ، دوربین خبرساز ، نود ، ورزش

 

دو ، ورزش و مردم ....واااااای .... حالا چی

 

؟!!!! کمپ تیم ملی دیگه منو آتیش می زنه

 

....هر چند همییییییییییشه برای تیم آرزوی

 

موفقیت داریم چه با فریدون چه بی فریدون

 

...اما کاش یه ذره هم می ذاشتن این تیم

 

که می گن متعلق به مردمه ، واقعا متعلق

 

به مردم باشه ...... سیستم جدید تیم ملی

 

رو دیدید ؟!!!!!! همینو کم داشتیم فقط !!!!! :

 

مساوی با سوریه !!!! اونم توی خود تهران

 

!!!!! به قول یکی از شما عزیزان : راست

 

می گه جنا ب قلعه نویی ، فریدون به درد

 

سیستمش نمی خوره ....به درد سیستمی

 

که تک روی کردن توش غوغا می کنه ....به

 

درد سیستم یه مربی دره پیت ایرانی نمی

 

خوره ....

 

گفتن برانکو تیمو داغون کرد ..... البته اونکه

 

بحثی توش نیست ....آبرومون رفت تو جام

 

جهانی ... اما حداقل از چاله در نیان و بیفتن

 

تو چاه !!!!!!

 

از طرف دیگه فریدون هنووووووز تیم

 

جدیدش رو معرفی نکرده و یعنی شاید

 

فصل آینده تو هییییچ تیمی نباشه

 

.....وااااااای ....خدایا مگه میییییییییشه؟!!!!!

 

چرا اوضاع این طوری شده آخه .....حقش

 

اینا نبود ....آخه اون بد بازی نمی کرد ....چرا

 

باید هم از تیم ملی کشورش محروم باشه و

 

هم حالا تو هیچ تیمی نرفته باشه

 

....فریدون داره چییییییی کار می کنه ؟!!!!!!!

 

 

 

 

 

البته ببخشید این سه تا عکس بالا تکراریه

 

.... جزو اولین عکسای وبلاگه ....

 

فریدون متعلق به ایرانه .....

 

 

 

وای عزیزم ....چه معصومه !!!! ....نگاهاش ،

 

خنده هاش .... جاش خالیه ...خیلی هم

 

خالیه ...خیلی زیاد !!!!!!!!

 

 

 

 عزیزم ...چه بامزه کفشاشو داره در میاره !!!!!!

 

 

 جاااان؟!!!! اینا الان دارن دووودووچی چی بازی می کنن؟!!!!!!

 

 

آآآآآآآآآآآآآآآآی ..... گنده بک !!!!!! له شد بچه اوووون زییییییر !!!!!!

 

 

آخیییییییییی عزیزم ....چه مهربونه ....


این مطلب از وبلاگ ژامک

جون که حتما هممممه تون می

دونید :

 

به‌ خاطر پیراهن‌ تیم‌ملى‌ زندى‌

شاید به‌ ایران‌ بیاید 

48 ساعت‌ دیگر مهلت‌ نقل‌ و انتقالات‌ در

فوتبال‌ آلمان‌ پایان‌ مى‌یابد و هیچ‌ تیمى‌ تا

تعطیلات‌ نیم‌فصل‌ حق‌ جذب‌ بازیکن‌ جدید را

ندارد.

فریدون‌ زندى‌ که‌ در جام‌جهانى‌ 2006 با

پیراهن‌ تیم‌ملى‌ فوتبال‌ ایران‌ به‌ میدان‌ رفت‌

به‌ رغم‌ تلاش‌ فراوان‌ تا این‌ ساعت‌ نتوانسته‌

است‌ به‌ عضویت‌ تیمى‌ در بوندس‌لیگاى‌A در

بیاید چرا که‌ در ترکیب‌ کایزرس‌لاترن‌ هیچ‌

فروغى‌ نداشت‌ اما احتمال‌ اینکه‌ در آخرین‌

لحظات‌ به‌ عضویت‌ یک‌ تیم‌ در بوندس‌لیگاى‌B

دربیاید زیاد است. خصوصاً‌ که‌ با پیراهن‌

لوبک‌ در بوندس‌لیگاى‌B درخشش‌ قابل‌

توجهى‌ داشت‌ اما به‌ هر صورت‌ تا این‌

ساعت‌ فریدون‌ زندى‌ نتوانسته‌ است‌ تیمى‌

مورد دلخواه‌ را متقاعد به‌ جذب‌ خویش‌ نماید

و صدالبته‌ اگر تیم‌ خوبى‌ در خارج‌ از آلمان‌

فریدون‌ زندى‌ را مى‌خواست‌ او تاکنون‌ قرارداد

رسمى‌اش‌ را به‌ امضا رسانده‌ بود.

شنیده‌هاى‌ ما حکایت‌ از آن‌ دارد که‌ هیچ‌

بعید نیست‌ فریدون‌ زندى‌ برخلاف‌ میل‌

باطنى‌ خود (او قبلاً‌ گفته‌ بود قصد بازى‌ در

تیم‌هاى‌ باشگاهى‌ ایران‌ را ندارد) به‌ طور

موقت‌ و براى‌ یک‌ سال‌ مجبور به‌ عضویت‌ در

یکى‌ از تیم‌هاى‌ داخلى‌ شود. ممکن‌ است‌

این‌ مسئله‌ از نظر مالى‌ و شخصیت‌ فنى‌ به‌

ضرر فریدون‌ زندى‌ تمام‌ شود اما این‌ حسن‌

را دارد که‌ مى‌تواند او را به‌ تیم‌ملى‌ نزدیک‌

نماید. البته‌ امیر قلعه‌نوعى‌ در خصوص‌ عدم‌

دعوت‌ از فریدون‌ زندى‌ گفته‌ بود: این‌ بازیکن‌

به‌ سیستم‌ من‌ نمى‌خورد اما اگر فریدون‌

زندى‌ در لیگ‌ برتر بدرخشد سرمربى‌

تیم‌ملى‌ او را به‌ اردو فرا خواهد خواند....

 

 

خب ...مهلت نقل و انتقالات که تمام شد

اما اینکه فریدون چی کار می کنه حالا فقط

باید منتظر و دست به دعا

باقی بمونیم .... فقط کاش هر اتفاقی میفته

موفقیت فریدون توش باشه !!!! 

       

 

 

  

دوستای عزیزم ....معذرت می خوام که می

 

خوام مطلب تکراری بذارم اما من این

 

مصاحبه فریدون رو خییییلی دوست دارم

 

....یادمه وقتی این رو خوندم ، به خاطر

 

حرفای قشنگی ش که در مورد ایران زده از

 

ذوقم نشستم کف اتاقم و گریه کردم !.... و

 

به علاوه حالا که این چند روز بد جوووووور

 

یاد اون موقعها که فریدون عزیزمون ایران

 

بود ، افتادم و مصاحبه ی جدیدی هم ازش

 

تو روزنامه ها پیدا نمی شه ، بد نیست

 

دوباره با هم بخونیم .....که مربوط می شه

 

به « روزنامه ی خبر ورزشی روز جمعه

 

چهارم آذر ماه سال گذشته » :

 

 

 

(معذرت می خوام کیفیت این افتضاااااح !!! چون مال همون روزنامه هه است)

 

 

 

فریدون زندی هنوز به زبان فارسی کامل

 

مسلط نیست . برای همین در برابر

 

سئوالات تلگرافی ما پاسخ هایی داد که در

 

نوع خود جالب بود . فری که حالا عاشق

 

این سرزمین گربه ای شکل شده است با

 

همین واژه های نیم بند هم می توند ثابت

 

کند چقدر عاشق پر چم سه رنگ ایران

 

است . در روز هایی که زندی آمده بود تهران

 

این سئوالت تلگرافی را از او پرسیدیم .

 

بخوانید لطفاً :

 

« امدن » ؟  

 

*آنجا پا به این دنیا گذاشتم . خاطرات زیادی

 

از آنجا ندارم .

 

آوریل ؟

 

* ماه تولد من . به فارسی چی می شه ؟

 

آلمان ؟

 

* جایی که خودم را شناختم . سرزمین

 

آدمهای سخت کوش .

 

ایران ؟

 

*عشق ( وااای عزیزم .... ایشالله که هر چه

 

زودتر به عشقت برمی گردی ....)

 

عشق ؟

 

* تا بی نهایت دوست داشتن .

 

آرامش ؟

 

* پوشیدن پیراهن سفید .

 

خانواده ؟

 

* تکیه گاه من .

 

پدر ؟

 

* یک ایرانی متعصب و نجیب .

 

مادر ؟

 

 * مهربان و صمیمی .

 

کودکی ؟

 

* خیلی خوب بود .

 

موفقیت ؟

 

* برای موفق شدن باید زحمت کشید .

 

احساس ؟

 

*من خیلی احساساتی هستم ( بالاخره ما

 

نفهمیدیم احساساتی هست یا نه ...یکی

 

می نویسه هست یکی می نویسه نیست

 

....عزیزم اما حتما هست حداقل در مورد

 

ایران که هست !!! )

 

مردم ایران؟

 

* با محبت و فداکار .

 

فوتبال ؟

 

* همه زندگی من .

 

گل ؟

 

* وقتی گل می زنم روی ابرها هستم .

 

آرزو ؟

 

*آرزوی موفقیت در جام جهانی ( واااااااای )

 

الگو ؟

 

* توی فوتبال مارادونا .

 

اتومبیل ؟

 

*بهترین تفریح من . تیک آف توی خیابونای

 

خلوت خیلی می چسبه .

 

پیتزا ؟

 

* زیاد دوست ندارم ( عزیزممممم....این یکی رو مثل منه ) .

 

قورمه سبزی ؟

 

* یک غذای ایرانی فوق العاده خوشمزه .

 

آبگوشت ؟

 

* یک بار توی تهران خوردم .

 

سفید ؟

 

* زیباترین رنگ .

 

سیاه ؟

 

* رنگ غم .

 

بهشت ؟

 

* آدمای خوب اونجا مزد خوبی هاشونو می

 

گیرن .

 

تماشاگر ؟

 

* تماشاگر ایرانی واقعا عاشقه .

 

پیری ؟

 

* خیلی قشنگه .

 

ازدواج ؟

 

* باور می کنید اگه بگم بهش فکر نمی کنم !

 

شانس ؟

 

* توی فوتبال خیلی اثر گذاره .

 

تیم ملی ؟

 

* دعای هفتاد میلیون ایرانی پشت سرشه .

 

جام جهانی ؟

 

* می ریم که بدرخشیم ( وااای

 

....نگووووو....گریه م میگیره دوباره....)

 

موسیقی ؟

 

* موسیقی عربی رو خیلی دوست دارم .

 

سینما ؟

 

* وقت نمی کنم برم .

 

زرافه ؟

 

 

* وای به درد بلعیدن درختا می خوره . (

 

عزیزم فدات که این قدر با مزه جواب می

 

دادی )

 

سگ ؟

 

*اوه ...حیوان نجیب ! ( جاااااان ؟!!! از کی تا

 

حالا ؟!!!!! )

 

اسب ؟

 

* اونم نجیبه ( آهان ....حالا شد )

 

کایزرسلاترن ؟

 

* سکوی پرتاب من ( حالا ازش بپرسن باید

 

بگه عامل سقوط !!!)

 

استقلال ؟

 

* من استقلالی نیستم .

 

پرسپولیس ؟

 

* پرسپولیسی هم نیستم ...بابام قرمزه .

 

 دربی ؟

 

* همیشه حساس .

 

آفساید ؟

 

* متنفرم .

 

پنالتی ؟

 

* چند قدم تا گل .

 

تهران ؟

 

* شهر آدمهای خوب و مهربان .

 

روزنامه ؟

 

* من با روزنامه ها رابطه چندان خوبی ندارم .

 

ورلد ساکر ؟

 

* مجله معتبر .

 

زندگی ؟

 

* مثل یه رود زلال و جاری می مونه .

 

دروغ ؟

 

*یاد گرفتم هیچ وقت دروغ نگم ( آخ فداااات

 

فریدون ...دمت گرم... بعععععضی ها

 

یاد بگیرن ازش!!!!)

 

مهدی مهدوی کیا ؟

 

*صمیمی . خیلی دوسش دارم .

 

وحید هاشمیان ؟

 

* گلزن .

 

علی دایی ؟

 

* شخصیت قابل ستایش ( آره ...اما یه

 

رووووزی روزگاری .... تموم شد !!!!)


محرم نویدکیا ؟

 

* اونم خیلی مهربونه .

 

برانکو ؟

 

*امیدوارم موفق بشه ( وااای...این یکی که

 

آبرومونو تو دنیااااااا برد !!!)

 

.....و فریدون زندی ؟

 

*فرزند ایران (عزییییییییییییییییییزم

 

....الهیییییییی.....قشنگ ترین تعریفی که از

 

خودش می تونست بکنه )

 

 

 

وایییییییییییییییییی ...نازییییی

 

 

عزیزم ...انشالله بازم روزی برسه این جوری تو زمین تمرین ببینیمت

 

 

 

 

 

این سه تا کاریکاتور هم از سه تا از

 

بازیکنای خوب تیم ملی سابق !!!!

 

 

 

 

ضمن تشکر از وبلاگهای زیر ( به خصوص

 

 سوگل جونم و ژامک عزیز و لیلی گلم )  

 

که توی بعضی از عکسهام از عکسای این

 

عزیزان استفاده کردم :

 

www.bafootbalistha.persianblog.com

 

www.ferydoonzandi.blogsky.com

 

www.fery-zandi7.blogfa.com

 

www.ferydoonzandi.blogfa.com

 

www.varzesh-music.blogfa.com

 

www.teammelli.parsiblog.com

 

 www.iran-football.mihanblog.com/

 

 

خب عزیزان .... بازم ازتون عذر

 

خواهی می کنم .... امیدوارم هر جا

 

که هستین سلامت ، خوب و خوش و

 

موفق باشید .... هم شما و هم

 

فریدون زندی گل .....ایشالله که با

 

خبرای خوب برگردم .....

 

 

راستیییییی.....این وبلاگ رو هم من با

 

ریحانه دوست عزیزم می نویسیم ....

 

همه چی توش پیدا می شه : شعر ،

 

مطالب احساسی ، درد دل های

 

خودمون ، جک ، اس ام اس ... خلاصه

 

یه شلم شورواییه برای خودش !!! 

 

خوشحال می شم اونجام بیاین :

 

www.hejraan.blogfa.com

 

فعلا به خدای بزرگ می سپارمتون

 

 

 

 

به امید برگشتن فریدون

 

 عزیز به تیم ملی خودش

+ نوشته شده در  جمعه دهم شهریور 1385ساعت 7:4  توسط Andisheh  | 

سلام....

نمی پرسم حالتون خوبه ؟ چون پرسیدن ندااااااااااااااره ....حال همه مون خرااااااااااب.....اصلاً نمی دونم چی بگم ! بعد از حدود یه ماهه که دارم آپدیت می کنم . شرمنده همه تون هستم . این چند وقت کمی کامپیوترم مشکل داشت و        نمی تونستم عکس درست کنم . باور کنید همین امشب درست شد و همین امشب هم بدون معطلی همه ش رو واسه تون آماده کردم ....با هر نگاهی که به هررررر کدوم از عکساش می نداختم آآآآآآآآآآآآآتیش می گرفتم .....یادتونه قبل از جام جهانی گفتم : امیدوارم دفعه ی بعد که می یام ، با هم کلی ذوق کنیییییییییییم ؟!!!!....به به ...چه قدررررررررررر هم ذوق داره واقعاً .... اسم مکزیک برای من تا آخر عمرم یه کابوسه...یه کابوس !!!!پرتغال هم که هیچی ....ما آآآآآآااااخر بازی جوانمردانه ! بودیم !!!!!!....آنگولا هم که دیگه....هیچی بی خیال !

هنوز باورم نمی شه لیست تیم ملی این ریختیه !!!!! همممممممممممه هستن جز......اونی که باید باشه ..... من نمی دونم همون چند دقیقه ای که تو بازی پرتغال اومد از خییییییییییلی ها بهتر بازی کرد تازه با وجود اینکه مصدوم هم بود ....توی بازی آنگولا هم بد کار نکرد .....خداییش حقش نبود ....نه ...حقش این نبود ....اون می تونست همراه تیم آلمان باشه و مقام سوم جهان!!...اما ایران رو خواست ... اینم آخر عاقبتش !!!!... اینم همون مردمی که اونا رو تو دنیا بی نظیر می دونست ! ....آخرش همونا که از هموووووووون اول هم چشم دیدنش رو نداشتن و نمی ذاشتن بیاد ، کار خودشونو کردن بالاخره .....واییییییییییییییییی.....خدایااااااااااااااا.....دلم می خواد ببینم اونا که جایگزینش می شن ، چه گلی به سر اینا می زنن ...دیدن داره ...آره ...واقعاً دیدن داره .... اگه فریدون دو رگه بود اما غیرت و تعصبش خیییییییییییلی هم بیشتر از بعضی دیگه بود .... شعورش هم بالاتر بود ....حداقل سرش می شد به مردمی که براشون بازی می کنه یه احترامی بذاره و از دماغ فیل نیفتاده باشه هر چند از همممممممممممه شون ( بعضی از بازیکنای از خود راضی ) هم سر تر بود .....وای ...حالم خوب نیست زیاد نمی فهمم چی دارم می گم ! از همه تون معذرت می خوام بچه ها ....

...ولی این رو هم بگم می دونم برای هیچ کدوم ما فرقی نداره که فریدون گل توی تیم باشه یا نباشه ...تو زمین باشه یا روی نیمکت ... خوب بازی کنه که همیییییییشه می کنه یا مصدوم باشه ....فریدون همیشه برای ما فریدونه .... همیشه همون شیرپسر گل آریاییه ... نمی دونم اما فکر نکنم این وضع خیلی هم دوام داشته باشه ...انشالله وقتی رفت تو یه تیم خوب و عالی بازی کرد حقققققققققققققق ندارن دعوتش نکنن !!!!!....اَه ه ه ه ه ...هر چی سرش می یاد به خاطر اون تیم مزخرفه ...کایزرسلاترن ...الهیییییییییییی شکر که رفت دسته دو ...اصلا حقشون بود ...اگه اونا این همه این بچه رو روی نیمکت نمی ذاشتن این طور نمی شد ....حالا بماند سرمربی جدید تیم ملی خودمون هم.....اَ ه اَه ....

اِ داشت یادم می رفت براتون از شاهکاااااااارم بگم : ....کنکوووووووووووور......هیچی ...گفتن نداره .... چون امیدی ندارم ....یه سال دیگه هم به سلامتی و دل خوش در خدمتشیم ! ...

 


 

 

 

پوشیدن پیرهن تیم ملی حق فریدونه.....الهیییییییییی بمییییییییرم...

 

 

 

وایییییییییی دلم برای این چهره ی معصوم و این لبخندای نازش تنننننننننننگ می شه ....کاش زود برگرده ....

 

 

 

تا وقتی ایرن تو قلبشه ، اونم تو قلب ماست ....یعنی برای همیشه . حسرت یه بار دیگه گل زدنش و قولی که برای بوسیدن دوباره پرچم داده بود به دلمون موند .... اون می یاد ...دوباره می یاد ...مگه نه ؟!!!!!

 

 

این عکس شما رو یاد چی می ندازه ؟ این همه محبت مردم بهش ....این همه سیریش بازی خبرنگارا ....وایییییییی ...کاش بازم بیاد و اون روزا رو با خودش بیاره

 

 

 واییییییییییییییییی...فدااااااااااااش...عزیزم ...اینجا شیطونی از چشماش می باره ....

 

 

آخییییییییییییی...چه قدر ناز می خنده ...وایییییییی....کاش بازم می یومد  و با اون لهجه ی قشنگش حرف می زد....

 

 

عزیییییییییییییییییییزم ...بچه سر به زیییییییییییییییییییییییر....

 

 

نازی ...کاش همیشه چهره ش همین اندازه شاداب باشه ...هر جااااااااا که هست همیشه شاد باشه و سالم ....آخه می خوایم بازم اونو خندون و سر حال ببینیم ....واقعا جاش خالیه ....

 

 

 

جاااااااااااااانم ...عزیزم ...پسر شجاع !!!خوبه حالا اونجا میز دم دستش نبوده...همیشه بخندی فریدون گل .....

 

 

به امید برگشتن فریدون عزیزمون......

                                                فعلا بای .
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 3:36  توسط Andisheh  | 

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااام

 

امیدوارم حال تک تک شما دوستای گلم خوووووب باشه.... من چه

 

 قددددددر بدم .....قرار بود تا بعد از کنکور این طرفا

 آفتابی نشم ...اما خب...گفتم فکر نکنم طاقت بیارم...نگفتمممم؟!!!!....راستش وقتی دیدم از فریدون چند تا عکس به دستم رسید طاقت نیاوردم آپ نکنم ... هر چند عکسام خیلی جدید نیست و متاسفانه کیفیتش هم خیلی خوب نیست ...اما به هر حال نتونستم جلوی خودمو بگیرم ....اما خودمونیمااااا...منم دلم خوشه ...این چه وبلاگیه من دارم که ماهی یه بار آپدیت می شه ؟!!!....من ازتون معذرت می خوام به خاطر تمام کم کاری هام ...راستش خودم هم باورم نمی شه من که پاتوقم دم روزنامه فروشی بود حالا فکر کنم یه هفته ای باشه نتونستم حتی دوروبرش برم ! این قددددددر دارم می سوزم که الان همه ی روزنامه ها این روزا و به خصوص بعدا تو جام جهانی از فریدون کلی عکس و مطلب چاپ می کنن و من فقط توی حسرتش می سوزممممم! آخه نمی تونم هم به کس دیگه ای بگم واسه م بخره چون در اون صورت افقی می شم ! یعنی سرم می ره بالای داااار ! یعنی همه بهم می گن جای این کارا کتاب تست بخر و بزن ....اه اه ....چه قدر زجر آور !!!!!....تازه می گن بازی های جام جهانی رو هم نبین...منم گفتم چششششششششممم...بشینید تا نبینم ..این یکی رو قلم بگیرید که دییگه نمی شه ...بازی های ایران از نون شب واجب تره !!!!!چه قددددددر من بد شانسم ...نمی شد امسال که ما کنکور داریم جام جهانی نبود ؟!!!!...اه اه ...والا هر سال امتحانا رو که می دادیم تا دو روز بعدش تخته گاز تو رختخواب بودیم و بعدش هم سه ماه تابستون و کلی عشق و صفا !!!!امسال چی ؟ امتحانامون تموم شد ....تازه کار ما شروع شد ....به جون خودم این یه ماه آخر بد کوفتیه ....تازه حالا اینا که هیچی ....چشمتون روز بد نبینه...چشم ما که همممممیشه می بینه ....با هزار زور و زحمت و به هزار امید و آرزو ! یکشنبه یعنی 7 خرداد اومدم آپ کنم وقتی تمام عکسا رو گذاشتم و داشتم جمع و جورش می کردم ....وای وای یادش می افتم حالم بد می شه ...درست همون لحظه کل سیستم قاطی کرد و تشریف مبارک رو از اینترنت آورد بیرون .....مررررررررررسی...دم این شانس خوشگل ما گرم ...آخه اون روز ، هم ایران با حضور فریدون بازی داشت و هم فرداش یعنی هشت خرداد بود......که چی ؟....چی ؟...الهیییییییییییییی...یک سال پیش روز یکشنبه 8 خرداد بود و ایران با آذربایجان بازی داشت و ....آخییییییییییییی...یادش بخیر...فریدون گل ما یه گل خوشگل حرفه ای زد و بعدش اون حرکت به یاد موندنی قشنگ رو انجام داد و پرچم کشور خودش رو بوسید و من.....دیگه بقیه شو می دونید ...صد بار تا حالا گفتم !!!...من همه ش قبل بازی با کرواسی می گفتم چه باحال می شه فریدون بعد این یه سال ، دومین گل ملیش رو به کرواسی بزنه ...البته یه چیزایی هم زد اما آفساید بود ....چه قدر هم ناز زد ...حیف شد ...اما بی خیال اینا که مهم نیست ...انشالله تو بازی های جام جهان !!! ( عزیزم ...خودش می گه جام جهان ! )

 

الهییییییییی ....واقعا حق فریدونه توی جام جهانی باشه ... نشنوم تازگی بعضی اینا که خودشونو همه کاره تیم ملی می دونن هی بیان بگن : برانکو بهتره از زندی استفاده نکنه ...معدنچی توی ترکیب تیم بهتر جواب می ده و...از این چیزا....اییییییییییییییه...خجالتم خوب چیزیه ...سانترها و شوتهای فریدون رو کی داره آخه ؟!!!!اینا هنوز بعد یه سال چشم دیدن فریدون رو ندارن ؟!!!!!....الهی بمیرم ...این بچه هم که بد تر من شانس نداره !!!!!هیییییییی مصدوم ...مصدوم ...مصدوم...دوباره پشت پاش آسیب دیده ....هر چند خدا رو شکر پزشکا گفتن به بازی های جام جهانی می رسه ....ما رو بگو که منتظر نشسته بودیم از کرواسی بر گرده !!!...ولی حالا به بازی های ایران برسه ...ما که این همه صبر کردیم...دو ماه دیگه هم روش...اصلا شاید بعد از جام جهانی اومد ایران ...عزیزم ...هنوز هم ناز حرف می زنه و لهجه شیرینش رو داره ... « من تو آلمان تو دنیا اومدم » ...آخییییییییی...الهی ...وای وای تا حرف می زنه آدم هیچ صدای دیگه ای رو نمی شنوه از بس که با مزه است ...اما یه چیزایی گفت تو فوتبال ایرانی....« خب خیلی خسته شدیم ...خیلی تمرین کردیم ...عرق خوردیم» ...جاااااااان؟!!!!یکی جلو اینو بگیره اینا رو نگه ... نازی منظورش همون عرق ریختیم بود !!!!!

دیروز هم که تیم ملی گل کاشت ...تازه همه شون محتاط بازی می کردن که آسیب نبینن...امیدواریم توی بازی های جام جهانی صد برابر این درخشش دیروز رو داشته باشن و کولاااااک به پا کنن ...نمی دونم من چرا این قدر خیالم راحته اینا می رن مرحله بعد!!!همه بهم می خندن ...اما من می گم می تونن ...مگه نه؟!!!!با این همه بازیکن چی کم از ژاپن و کره جنوبی  داریم ؟...تااااازه دعای یه ملت هم پشت سرشونه ...تازه من ذوق دارم شدییییییییییید و مطمئنم فریدون می تون گل بزنه و با گل فریدون ما صعود می کنیم ...ایییییییییییییی...خب می تونه بزنه ... باید بزنه ....این پیش بینی منه :

ایران 1( فریدون زندی ) مکزیک 0 

ایران 1( علی کریمی ) پرتغال 2

ایران 2( مهدی مهدوی کیاو وحید هاشمیان ) آنگولا 0

...خب پیش بینیه دیگه ...شمام بگین ....هر کی دوست داشت می تونه تو قسمت نظرات پیش بینی خودش رو بگه ....فقط ما جایزه مایزه نداریماااا!!!...ما فقیریم ...از این کارا هم بلد نیستیمممممم!...

اجازه هست اینم بنویسم ؟!!!!....آخه خیلی قشنگه دلم نمی یاد ننویسم ؟ آرش گل کاشته ...

 

 

و اکنون ما برای ایران می خوانیم ...برای سربلندی

 

 ایران..برای مردم ایران ....

 

 

ما بچه های ایرونیم هممیشه ایرونی می مونیم

 

با هم یک صدا می خونیم با هم یک صدا

 

ایران ایران ایران     

 

پرچمش تو دستامونه فریاد این رو لبهامونه

 

حال حریفو می گیریم اگه پاش بیفته واسه ایران می میریم

 

نسل من نسل آریا خونگرم و خاکی بی ریا

 

هر جا که باشم هر جای دنیا جانم فدای ذره ذره خاک ایران

 

کوروش کبیر سلطانه آرش کمانگیر اهل ایرانه

 

جانم فدای 2500 سال تمدن ایران

 

 

....امیدوارم تیم ملی عزیزمون با اقتدار تمااااااااام توی این رقابتا ظاهر شه ...گذشته از اینکه طرفدار فریدون عزیز هستیم درسته خوشحال می شیم به اندازه ی یه دنیااااا! اگه اون واسه مون گل بزنه اما در کل فرقی نداره کی بزنه ....این جور مواقع همه باید عزیز بشن ...مسئله مهم پیروزی ایرانه ...مهرزاد معدنچی یا فریدون زندی ( الهی فداااااش )هر کدوم عالی بازی کنن افتخار ماست .... اونا همه شون شایستگی و قابلیت موفقیت و تبدیل به پدیده شدن رو دارن ...می تونن ایران رو به عنوان تیم شگفتی ساز امسال معرفی کنن ...امیدواریم که نهایت تلاششونو بکنن...دعای 70 میلیون نفر بدرقه ی راهشون...امیدوارم روز ی رو ببینیم که همگی از خوشحالی گل های ایران و پیروزی شیرینش چسبیدیم به طاق های خونه هاموننننن!!!!...امیدوارم دفعه ی دیگه که می یام آپ ، فقط ذوق پیروزی ایران رو بکنم ....

 

 

واسه مردم خوب و

 

 نازنین

 

 

قهرمانا دوباره گل

 

بزنین  

 عزیزم.......

 

 واااااااااااااااای...نازی...این عکسش خیلی ماهه...بمیرم آفتاب تو صورتشه

واااااااای.....اینجا مااااااااه شده ........فدااااااااای چشماااات ...

الهی بمممیرم ....لباش خشک شده...یکی آب دست این بچه بده .

نازیییییییییییییی...چه ناز و خوش تیپه...

 

فدای تیم ملی.....انشالله موفق باشن بچه ها دعا یادتون نره .

 

همگی موفق باشید . قربونتون....فعلا بای.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم خرداد 1385ساعت 17:58  توسط Andisheh  | 

 

 تولد فریدون زندی عزیز ، شیر پسر سرزمین آریایی ، بر

 

عاشقان ! مبارک .

 

سلاااااااااااااااام به همه .....انشالله که حال همه ی  دوستای گلم خوبه . مثل همیشه قبل از هر چیز از عزیزانم تشکر می کنم که همیشه با نظرات خوبشون منو یاری می کنن و باعث می شن راحت تر به کار وبلاگ ادامه بدم . ممنون از نظرها و پیشنهادا ی خوبی که داده بودید . همین جا باید از ریحانه ، مینا و مریم عزیزم و هم چنین علی آقا به خاطر راهنمایی ها و کمک هایی که کردن یه تشکر مخصوص بکنم  و خدمت دوستای گلم که می گن بعضی عکسا باز نمی شه : شرمنده بچه ها نمی دونم مشکلش چیه ولی  واسه خود من باز می شه فقط یه کم طول می کشه . حالا اگه دیدید باز نشد  می تونید صفحه وبلاگ رو سیو کنید و بعد توی قسمت فایل های سیو شده تمام عکسا ذخیره می شه .

 

امااااااااان از دست درسا و کنکور و کلاس هاش و آزمونها و ....وایییییییی ...از دست همه ش دیگه خسته شدم . دو ماه دیگه تا کنکور دارم . بچه ها واسه م دعا کنید فقط برسم حداقل مهم هاشو بخونم وگرنه که پشت دار قالی در خدمتتونم !!!!!! دیشب اصلا حوصله درس نداشتم و فقط نشستم یازده ساعت و ربع عکسایی که الان می بینید رو واسه فریدون جون و روز قشنگ تولدش آماده می کردم تازه خوبه مودم رو از دستم جمع کردن وگرنه فکر کنم مثل همیشه یه پنج شش ساعتی هم تو وبلاگا و سایتاش می چرخیدم  ....آخه به منم می گن کنکورییییییییییی؟؟؟؟؟!!!!!! عوض این که ده ساعت درس بخونم ....اما خب... آخه فریدون لیاقتش رو داره و منم  طاقت نیاوردم باید واسه تولدش آپ می کردم . نمی دونم دفعه ی بعدی کی میام؟...وقتی فریدون بعد از 23 اردیبهشت که فصل بوندسلیگا تموم می شه و می اید ایران ؟ ....برای بازی های جام جهانی ؟....قبل از کنکور ؟ بعد از کنکور ؟...نمی دونم...نمی دونم ....

راستیییییییییییی...بچه ها چهارشنبه شبا ساعت ده فوتبال ایرانی رو یادتون نره از شبکه دو ببینید...عزیییییییییزم...چه قدر من این خداداد عزیزی رو دوسش دارم . به فریدون می گه : فریدون شیر میدون .....راست می گه دیگه ...من که همیشه راه می رم و می گم :

فریدون ، شیر تو میدون ، قند تو قندون ، گل تو گلدون ، خوشگل خندون ، عزیزتر از جون ، فرزند ایرون ، پس کی می یاد به تهرون ؟!!!!!!

هییییییییییییییییییییییییی...وحشت نکنید اینها از آثار درسا نیست ...از اثرات فشار مغزه اونم از دست فریدوووووووون ...ووووویییییی...فداشششششششششششششششش .

بچه ها اگه من موقعی که فریدون اومد ایران نتونستم بیام آپ کنم خودتون جای من روزشماری رو مثل دفعه ی قبل توی اسفند راه بندازید و اینم بخونید :

 

ای بهار ای آسمون، فریدون میاد به شهرمون

 

دادمی زنیم ای جان ای جان داره می یاد به تهران ، داره می یاد به

 

تهران

 

البته با کسب رخصت از نیلوفر جون و اندی جونش ...خودمم اندی رو خیلی دوست دارم ...نمی دونم چرا وقتی این آهنگشو می خونه یاد فریدون میفتم !!! فکر کنید..... فریدون این آهنگو بخونه...واااااااای...عزیزم .انشالله که به سلامتی بعد از پایان فصل بوندسلیگا که امسال براش فوق العاده هم بدشانسی بارید هرچه زود تر بیاد به تهران و همگی ببینیدش ...بچه ها اگه من کنکور قبول شم جایزه م می دنننننننننن!!!!! می ذارن تابستون بیام تهران ببینمششش. پس باید قبول شم  ( عجب تابستونی دارم امسال من یکی ..کلی اتفاق قراره بیفته به سلامتی...کنکوووووور و فریدون و...)...خب از همه چی گفتیم از بازی های  اخیر فریدون نگفتیم :

کایزرسلاترن که ماشالله آباااااااد کرده ....من نمی دونم چرا این قدر این تیم قویه که دوباره شروع کرده پششششششششت سر هم باخت هاش رو ردیف کنه . البته حقشونه ..هااااااااای ...از بس امسال فریدون رو اذیت کردن و فقط به دلیل تمدید نکردن قراردادش نمی ذاشتنش تو زمین . واقعا که....حیف فریدون، امسال تو لاترن حروم شد .( انشالله سال دیگه تو اسپانیا می بینیمش )  .....حالا بماااااااند لاترنی ها بازی این هفته مقابل هانوفر رو یک بر هیچ بردن و از عجایب روزگار بود !!!....دو تا بازی دیگه هم دارن تا آخر فصل با تیم های  آینتراخت فرانکفرت و بایرن مونیخ .

 

 

این خبر رو اضافه کنم :

 

زندی خطاب به لاترنی ها : به خاطر شما جام جهانی را از دست نمی دهم .

 

« فریدون زندی مدتی است به دلیل مصدومیت قادر به تمرین نیست . با توجه به این موضوع ، مسئولان باشگاه کایزرسلاترن روز جمعه قصد داشتند به وی کورتیزون تزریق کنند تا به بازی لاترنی ها مقابل هانوفر برسد ( آررررررررره؟؟؟!!...حتما واسه اینکه دو دقیقه آخر بفرسنش تو زمین !!!!)اما زندی با مخالفت شدید ، اجازه این کار را نداد ( آی دَمش گرررررررم ) و گفته : باشگاهی که در تمام فصل پشت مرا خالی کرده و در بدترین شرایط حمایتم نکرده ( الهی بمییییییرم ) حالا خیلی غیرمنطقی است که چنین درخواستی از من بکند ! من به هیچ عنوان کورتیزون مصرف نمی کنم و قصد دارم آنقدر فیزیوتراپی انجام دهم تا به طور معمولی مصدومیتم برطرف شود . در ضمن تا جام جهانی خیلی نمانده و قصد ندارم با زور در آلمان بازی کنم تا جام جهانی را از دست دهم .

زندی استارت زد

فریدون زندی که مدتی است به دلیل مصدومیت فقط فیزیوتراپی می کند از روز پنجشنبه تمرینات سبک خود را آغز کرد ( هورااااااااااااااااا). زندی این روزها علاوه بر تمرینات فیزیوتراپی دور زمین هم می دود تا بدنش در شرایط خوب باقی بماند . هنوز مشخص نیست هافبک تیم ملی کشورمان و باشگاه کایزرسلاترن از چه زمانی تمرینات تیمی خود را آغاز می کند . »

 

الهیییی بمیرم ...چه قدر این بچه  سرما می خوره و مصدوم می شه ....

  

مطلب دیگه هم که حتما همگی شنیدید شایعات پیرامون بازیکنای بزرگ ایرانی در بوندسلیگاست ! اول کلید کردن به مهدوی کیا و هر اراجیفی دلشون خواست بی رحمانه وبدون فکر کردن در مورد زندگی خصوصی ش سر هم کردن . بعدش هم که نوبت رسید به علی کریمی ....طعمه ی بعدی کی باشه خدا می دونه....از اون طرف هم که نمی دونم چرا یکی   یکی شون همین حالا که نزدیک جام جهانیه هِییییییییییی مصدوم می شن . واقعا یعنی تممممممام این اتفاقا نزدیک جام جهانی توی آلمان اتفاقی بوده ؟!!!!!!!! یعنی واقعا اونا حتی دلشون به حال زن و بچه ی این بازیکنا نمی سوزه که حتی ممکنه به پاشیده شدن زندگی هاشون خاتمه پیدا کنه ....انگار هر جوری شده می خوان ایران توی جام جهانی کلّه شه ....امیدوارم بازیکنای خوب ما با بازی توپشون تو دهن همه بزنن و ایران از گروهش صعود کنه . ما چی از ژاپن و کره کم داریم . توی تهران ژاپن را زدیم !!!!!! درسته توی تحریم بودیم و نشد بازی تدارکاتی خوبی بذاریم ولی با تمام این چیزا بازم پهلوونهای گل فوتبال ما قابلیت و شایستگی صعود را دارن . انشالله که به کمک خدا موفق باشن .

 واااااای من فکر نکنم واسه جام جهانی طاقت بیارم نیام آپ کنم .....حالا هستیم در خدمتتون . دلم می خواست می تونستم حالا که دم جام جهانیه تا جایی که می شد واسه فریدون تو این وبلاگ سنگ تموم بذارم ....اما اصصصصصصصصلا نشد ! آخه می دونید بازی ایران با آنگولا دقیقا ده روز قبل از کنکوره ...کنکور من به احتمال قوی روز 8 تیره که همون روز هم شهادت حضرت فاطمه ( س ) هست.... از طرف دیگه اگه بهتون بگم از 28 کتابی که باید بخونم فقط یه کتاب رو ( اونم ادبیات 2 ) رو کامل خوندم ، باورتون نمی شه ....یعنی می خوام بگم اوضاعم از لحاظ وقت و حجم کار فوق العاددده خرابه  به خاطر همین تا اونجایی که طاقت بیارم از کارای غیر درسی م باید بزنم ....برای منی که هر روز دم روزنامه فروشی بودم و توی هر کدومش فِ فریدون رو که می دیدم می خریدم و روزایی که می یومد ایران، من  با چهار پنج تا مجله و روزنامه می رفتم خونه ( یادش بخیر ) و هر هفته سه چهار بار وبلاگشو آپ می کردم ، یه مقدار که چه عرض کنم خیلی سخته...سخته که  همه ی اون کارا رو کنار بذارم و بچسبم به درس .!!! اگه فقط این وسط معجزه ای بشه و من طاقت بیارم ....ازتون می خوام برام دعا کنید دفعه ی دیگه که وبلاگ رو آپ می کنم بعد از کنکور باشه و بیام بگم کنکور رو عالی دادم  .....به قول یکی از دوستان، رتبه م 7 بشه که هم یه رقمی باشه هم شماره ی قشنگ فریدون ! حتمممممممما ....!!!!من 7000 بشم با کُلام تو آسمونا می چرخم !!!!7 که دیگه ....هیچی دیگه...

 

یه خبر خووووب : راه ما خانوما هم بالاخره تو ورزشگاها باز شد....هوراااااااااااا...ایول......

 

واییییییییییییی ......من باید اعتراف کنم ۸ خرداد یکی از قشنگترین روزاست . مثل تولدش ...مثل روز  اومدنش به تیم ملی و....عزیزم ...۸ تیر روزیه که فریدون اولین گل ملیش برای ایران رو به آذربایجان زد و وپرچم رو بوسید و اونوقت بود که دیگه منننننننن...آره دیگه ما رو کشت و رفت......چون اون موقع نمی یام الان می گم .

 

از اون طرف هم که بقیه دوستان عزیز، تقریبا همه کار وبلاگ رو به خاطر امتحانا کم کردن . انشالله که همه تون موفق باشید و امتحاناتونو عالی بدین :

برای دوستای عزیزم ملینا ، ژامک ، بهنوش ، نازی ، راضیه ، لیلی ( هر دوتاشون ) ، سوگل و آیتک در امتحانات پایان ترمشون و برای آویشن و پرنیان عزیزم هم در کنکور آرزوی موفقیت می کنم .

 امیدوارم همگی با خبرای عالی و روحیه ی تووووووووپ برگردیم و فریدون عزیز رو حمایت کنیم . بازم از کم کاری م در وبلاگ در این روزا از همگی عذر خواهی می کنم .    

خب الان هم به مناسبت تولد قشنگ فریدون یعنی روز 6 اردیبهشت واسه تون این مطلب و عکسا رو می ذارم . امیدوارم خوشتون بیاد ....فقط جون عمه هاتون میاین تو ، یه نظری بدین حداقل دلم خوش شه . زبونم موهاش  ریخت از بس اینو گفتممممممم .

قربونتون برم . خوب و خوش و سلامت باشید . نظر هم یادتون نره . واسه م هم دعا کنید خییییییییییلی زیاد .

 

 

غریبی آشنا از دیار آریایی..........  

در گذشته آمده بود اما چیزی جز گرمی آغوش مادرش را به خاطر نداشت و در این سال ها تنها تصویری خیالی و مبهم در ذهن داشت و آن هم زاده ی رنگ و بویی بود که از پدر و دیگر اطرافیانش که از آنجا داشتند حس می کرد . حسی غریب اما آشنا ......سرزمینی در خاورمیانه ...می گویند شکل گربه به خود گرفته ....یعنی خلق و خوی مردمش هم مانند گربه است ؟ !!!!...نه ...نه...مردمی هستند از نسل آریا اما در شرقند ....احساساتشان هم شرقی است . آنجا سرزمین مردمان خونگرم ...خونگرم و مهربان...سرزمینی کهن که در روزگاران کوروش کبیر دانوب تا شرق دور را از آن خود کرده بود !.....

ایران

نامی که یادآور چیست ؟ شاید به وسعت قلمرو کوروش ، شاید به لطافت دل سیاوش ، شاید به قدرت رستم ویا به شجاعت فریدون ........فریدون ....هم نام تو .....او هم یک بزرگ مرد آریایی بود . اما ایران ....ایران با ملتی بزرگ و تمدنی عظیم .

رنگ پرچمش چه ؟ ....پرچمی با سه رنگ : سبز به سبزی باغها و جنگلهایش ...نه ..نه ...شاید هم به سرسبزی جاودان در منش خامواده هایش ، سفید مانند برف دماوندش ..مانند دل پاک و بی آلایش مردمی رئوف ، سرخ درست مثل شقایق دشتهایش یا شاید به رنگ عشق .....و یک نام در دل این پرچم ...نامی به وسعت هفت آسمان و دریا ...الله.....مردم ایران با اعتقاد محکم خود به همین نام تمام سختی ها و مصیبت ها را به دوش کشیدند .....

این بود ایرانی که برای او خلاصه کرده بودند . او می تونست تصمیم بگیرد ...آزاد بود ...با اختیار کامل : کدام ملیت ؟ کدام تیم ؟

هر دو انتخاب آریایی اما یکی در غرب ، سرزمین ژرمن ها که صاحب فوتبالی صاحب نام اما خشک بود اما دیگری همان سرزمین شرقی با فوتبالی که اگر زیاد شناخته شده نبود اما قابلیت داشت ، قلبلیت داشت تا ترقی کند و حتی شگفتی بسازد ...احتمال حضور فریدون در تیم اول در جام جهانی که آرزوی هر فوتبالیستی است کم بود اما در تیم دوم می توانست فیکس بازی کند ....اما نه ...دلیلش این هم نبود ....همان حس غریب ...حسی که در دلش مانند همه ی ایرانیان صدایش می زد ... انتخاب سختی بود اما نهایت به دلش گوش کرد ...آمد ...او آمد ....ایران را دید ...مردم را دید...عاشق تر شد ...مطمئن شد ...در فوتبالش موفق شد ....محبوب شد محبوبیتی که هیچ گاه حتی به ذهنش هم نمی رسید ...هزاران نفر او را به خاطر ایرانی بودنش ، عاشق بودنش و اصیل بودنش ستاییدند ...او محبوب ترین ملی پوش تیم ملی ایران شد ...و از این انتخاب کاملا شادمان و خرسند شد ...تصمیمش درست بود ....

فریدون ، جوانی رعنا از سرزمین آریایی . یک آریایی اصیل و با نژاد با روحیه ای ایرانی ...خودش را همچون برخی نامداران نمی ستاید ...به بازی اش مطمئن است اما خود را برتر از سایرین نمی داند و مانند همه ی ایرانیان ، بی نهایت مهربان و با احساس ...کارش را هم خوب بلد است . می دود ...پاس می دهد ...شوت می زند ...درو می کند ...زلزله به پا می کند ....وقتی صدای  « فریدون فریدون » مردمش را در ورزشگاه می شنود قلبش آرام می گیرد و مصمم تر به کارش ادامه می دهد . فریدون زندی ...یک حرفه ای با اخلاق در فوتبال امروز ما ....برای او وحضورش در جام جهانی آرزوی موفقیت می کنیم . 

 

 

فریدون عزیز تولدت رو توی این روز قشنگ بهاری بهت

 

تبریک می گیم . انشالله که توی بیست و هفتمین سال زندگی

 

ت موفق و سلامت و خوش باشی و واسه تیم ملی ت هم

 

هیییییییی گل بزنی ...گل بزنی ....ما ذوقتو بکنیم . 

خب اینم یه سورپیریز واسه تون ............عکس نوجووونی فریدون جوووووون

 

تا بعد قربانتون و خوش باشید

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 11:29  توسط Andisheh  | 

سلام

خوبید؟

من با اجازه تون اینجا به مناسبت تولد جواد کاظمیان که یکشنبه بوده به افتخار ریحانه جونمممممممممممممم....

ریحانه جون تولد جو ادت مبارکاین عکس نشون از مهربونیش داره ریحان جوووووووووووون

اینم دوران سنی مختلف آقای کاظمیان !!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 10:20  توسط Andisheh  | 

اول یه دست بزنین به افتخار فریدون جون که دیشب از ابتدا تو بازی بوده . هوراااااااااااااا. آخه شنیدم اونی که جای فریدونه سرما خورده.اما به هر حال امیدوارم همیشه فیکس هر تیمی که توشه باشه . دیشب بازی کایزرسلاترن و هرتابرلین دوهیچ به نفع هرتا تموم شد . ما که از این لاترن نا امید شدیم . دیروز تیتر روزنامه بود که : فریدون پس از فروش خانه ی لاترن با یک تیم اسپانیایی قرارداد بست امیدوارم که این خبر درست باشهدر این صورت یکی از آرزوهای من برآورده می شه . من همیشه آرزو دارم فریدون رو یکی از ستارگان یکی از تیم های بزرگ اسپانیا ببینمآخه اون باید توی یه تیم گگگگگگگگگگگگنده باشه تا استعداداش شکوفا شه . این بچه داره حروم می شه تو آلمان.لحظه شماری می کنم برای اومدنش به ایران . راستی ۱۷ روز دیگه مونده به تولد قشنگ فریدون . .سعی می کنم برای روز تولدش عکس جدید بذارم . حالا اینا رو ببینین جیگرررررو .......اما الهی بمیییییرم . نمی دونم چرا اینجا داره گریه می کنهههههههههعزیزم گریون نبینیمت .عزززززیزم . این اولین عکس از فریدون بود که من اونو بدون لباس ورزشی و کلی برای خوش تیپی ش ذوق کردم .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم فروردین 1385ساعت 13:56  توسط Andisheh  | 

سلام دوستای گل من . امیدوارم حالتون خوب باشه .ایشالله عید که به همه خوش گذشته . من که تو عید با ریحانه جون جای همه گی خالی خونه شون درس می خوندیم اما تا دلتون بخواد هم شیطونی کردیم و حسسسسسسسسسسابی خوش گذشت . اما یه اتفاق بد هم واسه م افتاد که ازتون می خوام هم برای من دعا کنید و هم واسه ریحانه جون که این روزا شدیدا عاشق و دلباخته است .

از اینکه دیگه دیر به دیر آپ می کنم شرمنده مرام همه توووووووووون اما باید بگم مودم کامپیوترم جمع شدهو فقط می تون از تو کافی نت آپ کنم . آخه یه روز که داشتم یه عالمه عکس جدید از فریدون جمع می کردم و از ذوق بالا پایین می پریدم مثل همیشه که تو اوج خوشی م ضد حال می خورم فهمیدم مردم  پشت خط بودن سه سااااااعت و بعد هم تو خونه مون گیییییس و گیس کشیو کم مونده بود از خونه شوت شم بیرون که چییییییی؟ چرا درس نمی خونم !!!!!!!!!!خب حق دارن مامان اینای طفلکم . خلاصه تا بعد کنکور من مودم ندارم اما همیشه منتظر نظرات خوبتون هستم . راستی همین جا از تمام دوستای گلم که همیشه منو با نظرات خوبشون منو خوشحال می کنن ممنون و البته از اون عزیزایی هم که می دونم تشریف میارن و نظر نمی دن و کمااااااااااااااااااال لطف و محبت رو به من دارن هم بااااااز ممنون . حالا با اجازه تون اول می خوام چند تا عکس نااااااااز فریدون بذارم هر چند تکراریه اما چون خیلی دوست دارم این عکساشو می ذارمو اینجا یه تشکر حسسابی دارم از علی آقا و با اجازه و تشکر از وبلاگ های آقا ایمان و ملینا جون و ژامک جون .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم فروردین 1385ساعت 13:37  توسط Andisheh  | 

نازی گوگوری منگوللللللللللللل.....بچه ها هر کدوم باز نشد بگین ..نمی دونید چه قدر من ضد حال خوردم . توی شب سال تحویل وقتی تو شبکه های جام جم دنبال فریدون می گشتم تو شبکه دو نشونش داده و من برای اولین بار ندیدم
+ نوشته شده در  جمعه چهارم فروردین 1385ساعت 12:7  توسط Andisheh  | 

سلاااااااااام

خوبین؟

این عکسا به مناسبت روز قشنگیه که من اولین بار فریدون رو دیدم .....الهیییییییییییی فداش شم .....فقط ببینید چه نازه .....واااااااااای.....آخی تو اون عکس بچگی ش چه کوچووووووووووله

+ نوشته شده در  جمعه چهارم فروردین 1385ساعت 11:44  توسط Andisheh  |