تبليغاتX
The lion son of arian territory
اول یه دست بزنین به افتخار فریدون جون که دیشب از ابتدا تو بازی بوده . هوراااااااااااااا. آخه شنیدم اونی که جای فریدونه سرما خورده.اما به هر حال امیدوارم همیشه فیکس هر تیمی که توشه باشه . دیشب بازی کایزرسلاترن و هرتابرلین دوهیچ به نفع هرتا تموم شد . ما که از این لاترن نا امید شدیم . دیروز تیتر روزنامه بود که : فریدون پس از فروش خانه ی لاترن با یک تیم اسپانیایی قرارداد بست امیدوارم که این خبر درست باشهدر این صورت یکی از آرزوهای من برآورده می شه . من همیشه آرزو دارم فریدون رو یکی از ستارگان یکی از تیم های بزرگ اسپانیا ببینمآخه اون باید توی یه تیم گگگگگگگگگگگگنده باشه تا استعداداش شکوفا شه . این بچه داره حروم می شه تو آلمان.لحظه شماری می کنم برای اومدنش به ایران . راستی ۱۷ روز دیگه مونده به تولد قشنگ فریدون . .سعی می کنم برای روز تولدش عکس جدید بذارم . حالا اینا رو ببینین جیگرررررو .......اما الهی بمیییییرم . نمی دونم چرا اینجا داره گریه می کنهههههههههعزیزم گریون نبینیمت .عزززززیزم . این اولین عکس از فریدون بود که من اونو بدون لباس ورزشی و کلی برای خوش تیپی ش ذوق کردم .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم فروردین 1385ساعت 13:56  توسط Andisheh  | 

سلام دوستای گل من . امیدوارم حالتون خوب باشه .ایشالله عید که به همه خوش گذشته . من که تو عید با ریحانه جون جای همه گی خالی خونه شون درس می خوندیم اما تا دلتون بخواد هم شیطونی کردیم و حسسسسسسسسسسابی خوش گذشت . اما یه اتفاق بد هم واسه م افتاد که ازتون می خوام هم برای من دعا کنید و هم واسه ریحانه جون که این روزا شدیدا عاشق و دلباخته است .

از اینکه دیگه دیر به دیر آپ می کنم شرمنده مرام همه توووووووووون اما باید بگم مودم کامپیوترم جمع شدهو فقط می تون از تو کافی نت آپ کنم . آخه یه روز که داشتم یه عالمه عکس جدید از فریدون جمع می کردم و از ذوق بالا پایین می پریدم مثل همیشه که تو اوج خوشی م ضد حال می خورم فهمیدم مردم  پشت خط بودن سه سااااااعت و بعد هم تو خونه مون گیییییس و گیس کشیو کم مونده بود از خونه شوت شم بیرون که چییییییی؟ چرا درس نمی خونم !!!!!!!!!!خب حق دارن مامان اینای طفلکم . خلاصه تا بعد کنکور من مودم ندارم اما همیشه منتظر نظرات خوبتون هستم . راستی همین جا از تمام دوستای گلم که همیشه منو با نظرات خوبشون منو خوشحال می کنن ممنون و البته از اون عزیزایی هم که می دونم تشریف میارن و نظر نمی دن و کمااااااااااااااااااال لطف و محبت رو به من دارن هم بااااااز ممنون . حالا با اجازه تون اول می خوام چند تا عکس نااااااااز فریدون بذارم هر چند تکراریه اما چون خیلی دوست دارم این عکساشو می ذارمو اینجا یه تشکر حسسابی دارم از علی آقا و با اجازه و تشکر از وبلاگ های آقا ایمان و ملینا جون و ژامک جون .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم فروردین 1385ساعت 13:37  توسط Andisheh  | 

نازی گوگوری منگوللللللللللللل.....بچه ها هر کدوم باز نشد بگین ..نمی دونید چه قدر من ضد حال خوردم . توی شب سال تحویل وقتی تو شبکه های جام جم دنبال فریدون می گشتم تو شبکه دو نشونش داده و من برای اولین بار ندیدم
+ نوشته شده در  جمعه چهارم فروردین 1385ساعت 12:7  توسط Andisheh  | 

سلاااااااااام

خوبین؟

این عکسا به مناسبت روز قشنگیه که من اولین بار فریدون رو دیدم .....الهیییییییییییی فداش شم .....فقط ببینید چه نازه .....واااااااااای.....آخی تو اون عکس بچگی ش چه کوچووووووووووله

+ نوشته شده در  جمعه چهارم فروردین 1385ساعت 11:44  توسط Andisheh  | 

سلام

یکی از دوستان نظری گذاشته بود واجب دونستم بیام . من کی گفتم فریدون رو به خاطر چهره اش دوست دارم . من کلا واسه اینکه از کسی خوشم بیاد  اصلا کاری به چهره آدما ندارم  ....می خواین بدونین چرا این قدر فریدون رو دوست دارم ؟ به هزار دلیل :

اول از همه ایرانی بودنش و ایران دوست بودنش. بعد به خاطر اخلاق خوب و مهربونش. بازی عالی ش که حرف نداره فقط توی بوندس لیگا شدیییییییدا به بد شانسی خورده . وقتی رفت به بچه های معلول ذهنی در تهران سر زد علاقه م بهش صد برابر شد و وقتی توی مصاحبه های اخیرش خوندم چه قدر از دروغ و غیبت بدش می یاد منم تلاش کردم روز به روز این اخلاقای خوبش رو در زندگی خودم اجرا کنم . اون الگو ی من در زندگیمه و ابدا  اجازه نمی دم کسی بخواد کوچکترین توهینی به اون بکنه .دلیل های علاقه ی من و بقیه طرفدارای عزیز فریدون یکی دوتا نیست....اون قدر دوسش دارم و برام عزیز و پاکه که عکسشو موقع سال تحویل گذاشتم لای قرآن! چون لیاقتش رو داره .  اما وقتی کسی برای یه نفر عزیز باشه همه چیزش عزیز می شه از جمله چهره ش ...

راستی بچه ها نظر خواهی مطلب قبل یادتون نره .....

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم فروردین 1385ساعت 8:4  توسط Andisheh  | 

سلاااااااام

خوبین؟ بازم سال نو رو تبریک می گم ....و البته اربعین حسینی رو هم تسلیت . امسال با نام امام حسین شروع شد .امیدوارم سال خوب و پر برکتی با نام پر برکت این امام معصوم برای هممممه ی ایرانی های عزیز باشه .

می گم دارین الان روی من رو ؟!!!!! ماشالله هزار ماشالله به خودم رو که نیست سنگ پا قزویییییین ....قرار بود تا بعد سیزده به در آپ نکنم ....حالا دلیل اومدنم : اینکه بگم در ۴ فروردین یک سال از روز قشنگی که برای اولین بار  فریدون گل رو دیدم می گذرهاخییییییییی یادش بخیر ...چه قددددددددر زود یک سال گذشت ...اون روز یه دفعه یه پسری رو توی تلویزیون دیدم که نشسته بود و حرف میزد اما یه طور خاصی حرف میزد که من خییییییلی خوشم اومد و در همون لحظه نمی دونم چرا حس خوبی بهش داشتم شاید دلیلش تلاشش واسه فارسی حرف زدن بود شاید تازگی ش بود شاید....نمی دونم . نمی دونم چی بود  و وقتی فهمیدم که اون فریدون زندیه و دورگه است  تازه بیش تر هم خوشم اومد و بیشتر برای بازی ایران و ژاپن فرداش لحظه شماری کردم ....و تقریبا ۳ ماه بعدش وقتی اولین گل ملیش رو زد و پرچم مقدس کشور خودش یعنی ایران رو بوسید دییییییییگه نفهمیدم چی شدآره خلاصه من اون روزا رو هیچ وقت فراموش نمی کنم  ....راستی شماها کی و چه طوری و کجا فریدون رو برای اولین بار دیدید ؟  .....هر کس دوست داشت می تونه اینو در قسمت نظرات بنویسه تا گپی هم در مورد فریدون جووووووون با هم داشته باشیم ...اینم به مناسبت سالروز این روز خوب ....

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم فروردین 1385ساعت 6:1  توسط Andisheh  |