|
Iran's child
|
|
|
|
||||
|
عاشقان سلاااااااااااااااام به همه .....انشالله که حال همه ی دوستای گلم خوبه . مثل همیشه قبل از هر چیز از عزیزانم تشکر می کنم که همیشه با نظرات خوبشون منو یاری می کنن و باعث می شن راحت تر به کار وبلاگ ادامه بدم امااااااااان از دست درسا و کنکور و کلاس هاش و آزمونها راستیییییییییییی...بچه ها چهارشنبه شبا ساعت ده فوتبال ایرانی رو یادتون نره از شبکه دو ببینید...عزیییییییییزم...چه قدر من این خداداد عزیزی رو دوسش دارم . به فریدون می گه : فریدون شیر میدون .....راست می گه دیگه ...من که همیشه راه می رم و می گم : فریدون ، شیر تو میدون ، قند تو قندون ، گل تو گلدون ، خوشگل خندون ، عزیزتر از جون ، فرزند ایرون ، پس کی می یاد به تهرون ؟!!!!!! هییییییییییییییییییییییییی...وحشت نکنید اینها از آثار درسا نیست ...از اثرات فشار مغزه بچه ها اگه من موقعی که فریدون اومد ایران نتونستم بیام آپ کنم خودتون جای من روزشماری رو مثل دفعه ی قبل توی اسفند راه بندازید و اینم بخونید :
دادمی زنیم ای جان ای جان داره می یاد به تهران ، داره می یاد به تهران البته با کسب رخصت از نیلوفر جون و اندی جونش ...خودمم اندی رو خیلی دوست دارم ...نمی دونم چرا وقتی این آهنگشو می خونه یاد فریدون میفتم !!! فکر کنید..... فریدون این آهنگو بخونه کایزرسلاترن که ماشالله آباااااااد کرده ....من نمی دونم چرا این قدر این تیم قویه که دوباره شروع کرده پششششششششت سر هم باخت هاش رو ردیف کنه این خبر رو اضافه کنم : زندی خطاب به لاترنی ها : به خاطر شما جام جهانی را از دست نمی دهم . « فریدون زندی مدتی است به دلیل مصدومیت قادر به تمرین نیست . با توجه به این موضوع ، مسئولان باشگاه کایزرسلاترن روز جمعه قصد داشتند به وی کورتیزون تزریق کنند تا به بازی لاترنی ها مقابل هانوفر برسد ( آررررررررره؟؟؟!!...حتما واسه اینکه دو دقیقه آخر بفرسنش تو زمین !!!!)اما زندی با مخالفت شدید ، اجازه این کار را نداد ( آی دَمش گرررررررم ) و گفته : باشگاهی که در تمام فصل پشت مرا خالی کرده و در بدترین شرایط حمایتم نکرده ( الهی بمییییییرم ) حالا خیلی غیرمنطقی است که چنین درخواستی از من بکند ! من به هیچ عنوان کورتیزون مصرف نمی کنم و قصد دارم آنقدر فیزیوتراپی انجام دهم تا به طور معمولی مصدومیتم برطرف شود . در ضمن تا جام جهانی خیلی نمانده و قصد ندارم با زور در آلمان بازی کنم تا جام جهانی را از دست دهم . زندی استارت زد فریدون زندی که مدتی است به دلیل مصدومیت فقط فیزیوتراپی می کند از روز پنجشنبه تمرینات سبک خود را آغز کرد ( هورااااااااااااااااا). زندی این روزها علاوه بر تمرینات فیزیوتراپی دور زمین هم می دود تا بدنش در شرایط خوب باقی بماند . هنوز مشخص نیست هافبک تیم ملی کشورمان و باشگاه کایزرسلاترن از چه زمانی تمرینات تیمی خود را آغاز می کند . »
الهیییی بمیرم ...چه قدر این بچه سرما می خوره و مصدوم می شه .... مطلب دیگه هم که حتما همگی شنیدید شایعات پیرامون بازیکنای بزرگ ایرانی در بوندسلیگاست واااااای من فکر نکنم واسه جام جهانی طاقت بیارم نیام آپ کنم
یه خبر خووووب : راه ما خانوما هم بالاخره تو ورزشگاها باز شد....هوراااااااااااا...ایول......
واییییییییییییی ......من باید اعتراف کنم ۸ خرداد یکی از قشنگترین روزاست . مثل تولدش ...مثل روز اومدنش به تیم ملی و....عزیزم ...۸ تیر روزیه که فریدون اولین گل ملیش برای ایران رو به آذربایجان زد و وپرچم رو بوسید و اونوقت بود که دیگه منننننننن از اون طرف هم که بقیه دوستان عزیز، تقریبا همه کار وبلاگ رو به خاطر امتحانا کم کردن . انشالله که همه تون موفق باشید و امتحاناتونو عالی بدین : برای دوستای عزیزم ملینا ، ژامک ، بهنوش ، نازی ، راضیه ، لیلی ( هر دوتاشون ) ، سوگل و آیتک در امتحانات پایان ترمشون و برای آویشن و پرنیان عزیزم هم در کنکور آرزوی موفقیت می کنم . امیدوارم همگی با خبرای عالی و روحیه ی تووووووووپ برگردیم و فریدون عزیز رو حمایت کنیم خب الان هم به مناسبت تولد قشنگ فریدون یعنی روز 6 اردیبهشت واسه تون این مطلب و عکسا رو می ذارم قربونتون برم . خوب و خوش و سلامت باشید . نظر هم یادتون نره . واسه م هم دعا کنید خییییییییییلی زیاد . غریبی آشنا از دیار آریایی.......... در گذشته آمده بود اما چیزی جز گرمی آغوش مادرش را به خاطر نداشت و در این سال ها تنها تصویری خیالی و مبهم در ذهن داشت و آن هم زاده ی رنگ و بویی بود که از پدر و دیگر اطرافیانش که از آنجا داشتند حس می کرد . حسی غریب اما آشنا ......سرزمینی در خاورمیانه ...می گویند شکل گربه به خود گرفته ....یعنی خلق و خوی مردمش هم مانند گربه است ؟ !!!!...نه ...نه...مردمی هستند از نسل آریا اما در شرقند ....احساساتشان هم شرقی است . آنجا سرزمین مردمان خونگرم ...خونگرم و مهربان...سرزمینی کهن که در روزگاران کوروش کبیر دانوب تا شرق دور را از آن خود کرده بود !..... ایران نامی که یادآور چیست ؟ شاید به وسعت قلمرو کوروش ، شاید به لطافت دل سیاوش ، شاید به قدرت رستم ویا به شجاعت فریدون ........فریدون ....هم نام تو .....او هم یک بزرگ مرد آریایی بود . اما ایران ....ایران با ملتی بزرگ و تمدنی عظیم . رنگ پرچمش چه ؟ ....پرچمی با سه رنگ : سبز به سبزی باغها و جنگلهایش ...نه ..نه ...شاید هم به سرسبزی جاودان در منش خامواده هایش ، سفید مانند برف دماوندش ..مانند دل پاک و بی آلایش مردمی رئوف ، سرخ درست مثل شقایق دشتهایش یا شاید به رنگ عشق .....و یک نام در دل این پرچم ...نامی به وسعت هفت آسمان و دریا ...الله.....مردم ایران با اعتقاد محکم خود به همین نام تمام سختی ها و مصیبت ها را به دوش کشیدند ..... این بود ایرانی که برای او خلاصه کرده بودند . او می تونست تصمیم بگیرد ...آزاد بود ...با اختیار کامل : کدام ملیت ؟ کدام تیم ؟ هر دو انتخاب آریایی اما یکی در غرب ، سرزمین ژرمن ها که صاحب فوتبالی صاحب نام اما خشک بود اما دیگری همان سرزمین شرقی با فوتبالی که اگر زیاد شناخته شده نبود اما قابلیت داشت ، قلبلیت داشت تا ترقی کند و حتی شگفتی بسازد ...احتمال حضور فریدون در تیم اول در جام جهانی که آرزوی هر فوتبالیستی است کم بود اما در تیم دوم می توانست فیکس بازی کند ....اما نه ...دلیلش این هم نبود ....همان حس غریب ...حسی که در دلش مانند همه ی ایرانیان صدایش می زد ... انتخاب سختی بود اما نهایت به دلش گوش کرد ...آمد ...او آمد ....ایران را دید ...مردم را دید...عاشق تر شد ...مطمئن شد ...در فوتبالش موفق شد ....محبوب شد محبوبیتی که هیچ گاه حتی به ذهنش هم نمی رسید ...هزاران نفر او را به خاطر ایرانی بودنش ، عاشق بودنش و اصیل بودنش ستاییدند ...او محبوب ترین ملی پوش تیم ملی ایران شد ...و از این انتخاب کاملا شادمان و خرسند شد ...تصمیمش درست بود .... فریدون ، جوانی رعنا از سرزمین آریایی . یک آریایی اصیل و با نژاد با روحیه ای ایرانی ...خودش را همچون برخی نامداران نمی ستاید ...به بازی اش مطمئن است اما خود را برتر از سایرین نمی داند و مانند همه ی ایرانیان ، بی نهایت مهربان و با احساس ...کارش را هم خوب بلد است . می دود ...پاس می دهد ...شوت می زند ...درو می کند ...زلزله به پا می کند ....وقتی صدای « فریدون فریدون » مردمش را در ورزشگاه می شنود قلبش آرام می گیرد و مصمم تر به کارش ادامه می دهد . فریدون زندی ...یک حرفه ای با اخلاق در فوتبال امروز ما ....برای او وحضورش در جام جهانی آرزوی موفقیت می کنیم .
تبریک می گیم . انشالله که توی بیست و هفتمین سال زندگی ت موفق و سلامت و خوش باشی و واسه تیم ملی ت هم هیییییییی گل بزنی ...گل بزنی ....ما ذوقتو بکنیم . خب اینم یه سورپیریز واسه تون ............عکس نوجووونی فریدون جوووووون
تا بعد قربانتون و خوش باشید
+
نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 11:29 توسط Andisheh
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
سلام
خوبید؟ من با اجازه تون اینجا به مناسبت تولد جواد کاظمیان که یکشنبه بوده به افتخار ریحانه جونمممممممممممممم....
اینم دوران سنی مختلف آقای کاظمیان !!!!
+
نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 10:20 توسط Andisheh
|
|
|||||
|
|||||