تبليغاتX
The lion son of arian territory - تولد فریدون جون مبارک!!!!!!!!!!!!!

 

 تولد فریدون زندی عزیز ، شیر پسر سرزمین آریایی ، بر

 

عاشقان ! مبارک .

 

سلاااااااااااااااام به همه .....انشالله که حال همه ی  دوستای گلم خوبه . مثل همیشه قبل از هر چیز از عزیزانم تشکر می کنم که همیشه با نظرات خوبشون منو یاری می کنن و باعث می شن راحت تر به کار وبلاگ ادامه بدم . ممنون از نظرها و پیشنهادا ی خوبی که داده بودید . همین جا باید از ریحانه ، مینا و مریم عزیزم و هم چنین علی آقا به خاطر راهنمایی ها و کمک هایی که کردن یه تشکر مخصوص بکنم  و خدمت دوستای گلم که می گن بعضی عکسا باز نمی شه : شرمنده بچه ها نمی دونم مشکلش چیه ولی  واسه خود من باز می شه فقط یه کم طول می کشه . حالا اگه دیدید باز نشد  می تونید صفحه وبلاگ رو سیو کنید و بعد توی قسمت فایل های سیو شده تمام عکسا ذخیره می شه .

 

امااااااااان از دست درسا و کنکور و کلاس هاش و آزمونها و ....وایییییییی ...از دست همه ش دیگه خسته شدم . دو ماه دیگه تا کنکور دارم . بچه ها واسه م دعا کنید فقط برسم حداقل مهم هاشو بخونم وگرنه که پشت دار قالی در خدمتتونم !!!!!! دیشب اصلا حوصله درس نداشتم و فقط نشستم یازده ساعت و ربع عکسایی که الان می بینید رو واسه فریدون جون و روز قشنگ تولدش آماده می کردم تازه خوبه مودم رو از دستم جمع کردن وگرنه فکر کنم مثل همیشه یه پنج شش ساعتی هم تو وبلاگا و سایتاش می چرخیدم  ....آخه به منم می گن کنکورییییییییییی؟؟؟؟؟!!!!!! عوض این که ده ساعت درس بخونم ....اما خب... آخه فریدون لیاقتش رو داره و منم  طاقت نیاوردم باید واسه تولدش آپ می کردم . نمی دونم دفعه ی بعدی کی میام؟...وقتی فریدون بعد از 23 اردیبهشت که فصل بوندسلیگا تموم می شه و می اید ایران ؟ ....برای بازی های جام جهانی ؟....قبل از کنکور ؟ بعد از کنکور ؟...نمی دونم...نمی دونم ....

راستیییییییییییی...بچه ها چهارشنبه شبا ساعت ده فوتبال ایرانی رو یادتون نره از شبکه دو ببینید...عزیییییییییزم...چه قدر من این خداداد عزیزی رو دوسش دارم . به فریدون می گه : فریدون شیر میدون .....راست می گه دیگه ...من که همیشه راه می رم و می گم :

فریدون ، شیر تو میدون ، قند تو قندون ، گل تو گلدون ، خوشگل خندون ، عزیزتر از جون ، فرزند ایرون ، پس کی می یاد به تهرون ؟!!!!!!

هییییییییییییییییییییییییی...وحشت نکنید اینها از آثار درسا نیست ...از اثرات فشار مغزه اونم از دست فریدوووووووون ...ووووویییییی...فداشششششششششششششششش .

بچه ها اگه من موقعی که فریدون اومد ایران نتونستم بیام آپ کنم خودتون جای من روزشماری رو مثل دفعه ی قبل توی اسفند راه بندازید و اینم بخونید :

 

ای بهار ای آسمون، فریدون میاد به شهرمون

 

دادمی زنیم ای جان ای جان داره می یاد به تهران ، داره می یاد به

 

تهران

 

البته با کسب رخصت از نیلوفر جون و اندی جونش ...خودمم اندی رو خیلی دوست دارم ...نمی دونم چرا وقتی این آهنگشو می خونه یاد فریدون میفتم !!! فکر کنید..... فریدون این آهنگو بخونه...واااااااای...عزیزم .انشالله که به سلامتی بعد از پایان فصل بوندسلیگا که امسال براش فوق العاده هم بدشانسی بارید هرچه زود تر بیاد به تهران و همگی ببینیدش ...بچه ها اگه من کنکور قبول شم جایزه م می دنننننننننن!!!!! می ذارن تابستون بیام تهران ببینمششش. پس باید قبول شم  ( عجب تابستونی دارم امسال من یکی ..کلی اتفاق قراره بیفته به سلامتی...کنکوووووور و فریدون و...)...خب از همه چی گفتیم از بازی های  اخیر فریدون نگفتیم :

کایزرسلاترن که ماشالله آباااااااد کرده ....من نمی دونم چرا این قدر این تیم قویه که دوباره شروع کرده پششششششششت سر هم باخت هاش رو ردیف کنه . البته حقشونه ..هااااااااای ...از بس امسال فریدون رو اذیت کردن و فقط به دلیل تمدید نکردن قراردادش نمی ذاشتنش تو زمین . واقعا که....حیف فریدون، امسال تو لاترن حروم شد .( انشالله سال دیگه تو اسپانیا می بینیمش )  .....حالا بماااااااند لاترنی ها بازی این هفته مقابل هانوفر رو یک بر هیچ بردن و از عجایب روزگار بود !!!....دو تا بازی دیگه هم دارن تا آخر فصل با تیم های  آینتراخت فرانکفرت و بایرن مونیخ .

 

 

این خبر رو اضافه کنم :

 

زندی خطاب به لاترنی ها : به خاطر شما جام جهانی را از دست نمی دهم .

 

« فریدون زندی مدتی است به دلیل مصدومیت قادر به تمرین نیست . با توجه به این موضوع ، مسئولان باشگاه کایزرسلاترن روز جمعه قصد داشتند به وی کورتیزون تزریق کنند تا به بازی لاترنی ها مقابل هانوفر برسد ( آررررررررره؟؟؟!!...حتما واسه اینکه دو دقیقه آخر بفرسنش تو زمین !!!!)اما زندی با مخالفت شدید ، اجازه این کار را نداد ( آی دَمش گرررررررم ) و گفته : باشگاهی که در تمام فصل پشت مرا خالی کرده و در بدترین شرایط حمایتم نکرده ( الهی بمییییییرم ) حالا خیلی غیرمنطقی است که چنین درخواستی از من بکند ! من به هیچ عنوان کورتیزون مصرف نمی کنم و قصد دارم آنقدر فیزیوتراپی انجام دهم تا به طور معمولی مصدومیتم برطرف شود . در ضمن تا جام جهانی خیلی نمانده و قصد ندارم با زور در آلمان بازی کنم تا جام جهانی را از دست دهم .

زندی استارت زد

فریدون زندی که مدتی است به دلیل مصدومیت فقط فیزیوتراپی می کند از روز پنجشنبه تمرینات سبک خود را آغز کرد ( هورااااااااااااااااا). زندی این روزها علاوه بر تمرینات فیزیوتراپی دور زمین هم می دود تا بدنش در شرایط خوب باقی بماند . هنوز مشخص نیست هافبک تیم ملی کشورمان و باشگاه کایزرسلاترن از چه زمانی تمرینات تیمی خود را آغاز می کند . »

 

الهیییی بمیرم ...چه قدر این بچه  سرما می خوره و مصدوم می شه ....

  

مطلب دیگه هم که حتما همگی شنیدید شایعات پیرامون بازیکنای بزرگ ایرانی در بوندسلیگاست ! اول کلید کردن به مهدوی کیا و هر اراجیفی دلشون خواست بی رحمانه وبدون فکر کردن در مورد زندگی خصوصی ش سر هم کردن . بعدش هم که نوبت رسید به علی کریمی ....طعمه ی بعدی کی باشه خدا می دونه....از اون طرف هم که نمی دونم چرا یکی   یکی شون همین حالا که نزدیک جام جهانیه هِییییییییییی مصدوم می شن . واقعا یعنی تممممممام این اتفاقا نزدیک جام جهانی توی آلمان اتفاقی بوده ؟!!!!!!!! یعنی واقعا اونا حتی دلشون به حال زن و بچه ی این بازیکنا نمی سوزه که حتی ممکنه به پاشیده شدن زندگی هاشون خاتمه پیدا کنه ....انگار هر جوری شده می خوان ایران توی جام جهانی کلّه شه ....امیدوارم بازیکنای خوب ما با بازی توپشون تو دهن همه بزنن و ایران از گروهش صعود کنه . ما چی از ژاپن و کره کم داریم . توی تهران ژاپن را زدیم !!!!!! درسته توی تحریم بودیم و نشد بازی تدارکاتی خوبی بذاریم ولی با تمام این چیزا بازم پهلوونهای گل فوتبال ما قابلیت و شایستگی صعود را دارن . انشالله که به کمک خدا موفق باشن .

 واااااای من فکر نکنم واسه جام جهانی طاقت بیارم نیام آپ کنم .....حالا هستیم در خدمتتون . دلم می خواست می تونستم حالا که دم جام جهانیه تا جایی که می شد واسه فریدون تو این وبلاگ سنگ تموم بذارم ....اما اصصصصصصصصلا نشد ! آخه می دونید بازی ایران با آنگولا دقیقا ده روز قبل از کنکوره ...کنکور من به احتمال قوی روز 8 تیره که همون روز هم شهادت حضرت فاطمه ( س ) هست.... از طرف دیگه اگه بهتون بگم از 28 کتابی که باید بخونم فقط یه کتاب رو ( اونم ادبیات 2 ) رو کامل خوندم ، باورتون نمی شه ....یعنی می خوام بگم اوضاعم از لحاظ وقت و حجم کار فوق العاددده خرابه  به خاطر همین تا اونجایی که طاقت بیارم از کارای غیر درسی م باید بزنم ....برای منی که هر روز دم روزنامه فروشی بودم و توی هر کدومش فِ فریدون رو که می دیدم می خریدم و روزایی که می یومد ایران، من  با چهار پنج تا مجله و روزنامه می رفتم خونه ( یادش بخیر ) و هر هفته سه چهار بار وبلاگشو آپ می کردم ، یه مقدار که چه عرض کنم خیلی سخته...سخته که  همه ی اون کارا رو کنار بذارم و بچسبم به درس .!!! اگه فقط این وسط معجزه ای بشه و من طاقت بیارم ....ازتون می خوام برام دعا کنید دفعه ی دیگه که وبلاگ رو آپ می کنم بعد از کنکور باشه و بیام بگم کنکور رو عالی دادم  .....به قول یکی از دوستان، رتبه م 7 بشه که هم یه رقمی باشه هم شماره ی قشنگ فریدون ! حتمممممممما ....!!!!من 7000 بشم با کُلام تو آسمونا می چرخم !!!!7 که دیگه ....هیچی دیگه...

 

یه خبر خووووب : راه ما خانوما هم بالاخره تو ورزشگاها باز شد....هوراااااااااااا...ایول......

 

واییییییییییییی ......من باید اعتراف کنم ۸ خرداد یکی از قشنگترین روزاست . مثل تولدش ...مثل روز  اومدنش به تیم ملی و....عزیزم ...۸ تیر روزیه که فریدون اولین گل ملیش برای ایران رو به آذربایجان زد و وپرچم رو بوسید و اونوقت بود که دیگه منننننننن...آره دیگه ما رو کشت و رفت......چون اون موقع نمی یام الان می گم .

 

از اون طرف هم که بقیه دوستان عزیز، تقریبا همه کار وبلاگ رو به خاطر امتحانا کم کردن . انشالله که همه تون موفق باشید و امتحاناتونو عالی بدین :

برای دوستای عزیزم ملینا ، ژامک ، بهنوش ، نازی ، راضیه ، لیلی ( هر دوتاشون ) ، سوگل و آیتک در امتحانات پایان ترمشون و برای آویشن و پرنیان عزیزم هم در کنکور آرزوی موفقیت می کنم .

 امیدوارم همگی با خبرای عالی و روحیه ی تووووووووپ برگردیم و فریدون عزیز رو حمایت کنیم . بازم از کم کاری م در وبلاگ در این روزا از همگی عذر خواهی می کنم .    

خب الان هم به مناسبت تولد قشنگ فریدون یعنی روز 6 اردیبهشت واسه تون این مطلب و عکسا رو می ذارم . امیدوارم خوشتون بیاد ....فقط جون عمه هاتون میاین تو ، یه نظری بدین حداقل دلم خوش شه . زبونم موهاش  ریخت از بس اینو گفتممممممم .

قربونتون برم . خوب و خوش و سلامت باشید . نظر هم یادتون نره . واسه م هم دعا کنید خییییییییییلی زیاد .

 

 

غریبی آشنا از دیار آریایی..........  

در گذشته آمده بود اما چیزی جز گرمی آغوش مادرش را به خاطر نداشت و در این سال ها تنها تصویری خیالی و مبهم در ذهن داشت و آن هم زاده ی رنگ و بویی بود که از پدر و دیگر اطرافیانش که از آنجا داشتند حس می کرد . حسی غریب اما آشنا ......سرزمینی در خاورمیانه ...می گویند شکل گربه به خود گرفته ....یعنی خلق و خوی مردمش هم مانند گربه است ؟ !!!!...نه ...نه...مردمی هستند از نسل آریا اما در شرقند ....احساساتشان هم شرقی است . آنجا سرزمین مردمان خونگرم ...خونگرم و مهربان...سرزمینی کهن که در روزگاران کوروش کبیر دانوب تا شرق دور را از آن خود کرده بود !.....

ایران

نامی که یادآور چیست ؟ شاید به وسعت قلمرو کوروش ، شاید به لطافت دل سیاوش ، شاید به قدرت رستم ویا به شجاعت فریدون ........فریدون ....هم نام تو .....او هم یک بزرگ مرد آریایی بود . اما ایران ....ایران با ملتی بزرگ و تمدنی عظیم .

رنگ پرچمش چه ؟ ....پرچمی با سه رنگ : سبز به سبزی باغها و جنگلهایش ...نه ..نه ...شاید هم به سرسبزی جاودان در منش خامواده هایش ، سفید مانند برف دماوندش ..مانند دل پاک و بی آلایش مردمی رئوف ، سرخ درست مثل شقایق دشتهایش یا شاید به رنگ عشق .....و یک نام در دل این پرچم ...نامی به وسعت هفت آسمان و دریا ...الله.....مردم ایران با اعتقاد محکم خود به همین نام تمام سختی ها و مصیبت ها را به دوش کشیدند .....

این بود ایرانی که برای او خلاصه کرده بودند . او می تونست تصمیم بگیرد ...آزاد بود ...با اختیار کامل : کدام ملیت ؟ کدام تیم ؟

هر دو انتخاب آریایی اما یکی در غرب ، سرزمین ژرمن ها که صاحب فوتبالی صاحب نام اما خشک بود اما دیگری همان سرزمین شرقی با فوتبالی که اگر زیاد شناخته شده نبود اما قابلیت داشت ، قلبلیت داشت تا ترقی کند و حتی شگفتی بسازد ...احتمال حضور فریدون در تیم اول در جام جهانی که آرزوی هر فوتبالیستی است کم بود اما در تیم دوم می توانست فیکس بازی کند ....اما نه ...دلیلش این هم نبود ....همان حس غریب ...حسی که در دلش مانند همه ی ایرانیان صدایش می زد ... انتخاب سختی بود اما نهایت به دلش گوش کرد ...آمد ...او آمد ....ایران را دید ...مردم را دید...عاشق تر شد ...مطمئن شد ...در فوتبالش موفق شد ....محبوب شد محبوبیتی که هیچ گاه حتی به ذهنش هم نمی رسید ...هزاران نفر او را به خاطر ایرانی بودنش ، عاشق بودنش و اصیل بودنش ستاییدند ...او محبوب ترین ملی پوش تیم ملی ایران شد ...و از این انتخاب کاملا شادمان و خرسند شد ...تصمیمش درست بود ....

فریدون ، جوانی رعنا از سرزمین آریایی . یک آریایی اصیل و با نژاد با روحیه ای ایرانی ...خودش را همچون برخی نامداران نمی ستاید ...به بازی اش مطمئن است اما خود را برتر از سایرین نمی داند و مانند همه ی ایرانیان ، بی نهایت مهربان و با احساس ...کارش را هم خوب بلد است . می دود ...پاس می دهد ...شوت می زند ...درو می کند ...زلزله به پا می کند ....وقتی صدای  « فریدون فریدون » مردمش را در ورزشگاه می شنود قلبش آرام می گیرد و مصمم تر به کارش ادامه می دهد . فریدون زندی ...یک حرفه ای با اخلاق در فوتبال امروز ما ....برای او وحضورش در جام جهانی آرزوی موفقیت می کنیم . 

 

 

فریدون عزیز تولدت رو توی این روز قشنگ بهاری بهت

 

تبریک می گیم . انشالله که توی بیست و هفتمین سال زندگی

 

ت موفق و سلامت و خوش باشی و واسه تیم ملی ت هم

 

هیییییییی گل بزنی ...گل بزنی ....ما ذوقتو بکنیم . 

خب اینم یه سورپیریز واسه تون ............عکس نوجووونی فریدون جوووووون

 

تا بعد قربانتون و خوش باشید

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 11:29  توسط Andisheh  |