تبليغاتX
The lion son of arian territory -

با سلام به همممممممه ی دوستای گلم

 

ازتون معذرت می خوام خیییییییییلی زیاد چون با تأخیری

 

بیشتر از دفعه ی قبل دارم آپ می کنم .....و از همه عزیزانم

 

که این همه لطف به من داشتن توی قسمت نظرات یه تشکر

 

جانانه دارم .....و شرمنده تونم که با وجود این همه مهربونی

 

شما نتونستم زود بیام ....

 

دلم تنگه ....خیلی دلم تنگه .... برای شماها

 

...برای اومدن فریدون ....برای اون روزا .....

 

یادش بخیر روزی نبود از مدرسه بیام و با

 

ذوق ندوم طرف دکه ی روزنامه فروشی

 

.....به ذوق دیدن حتی یه کلمه اسم

 

فریدون زندی ....آره ...فقط کافی بود یه

 

گوووووشه ی یکی از روزنامه ها نوشته بود

 

: فریدون .... ، به طرف اون روزنامه حمله ور

 

می شدم !!!!! اکثر روزا به خاطر همراه

 

داشتن حداقل یک روزنامه ورزشی کلی از

 

مامان و بابا اعتراض می شنیدم .....اما

 

حتی اونا هم شیرین بود ....کاش هنوز

 

منتظر نوشتن خبر ساعت بازی هاش توی

 

خبر ورزشی بودم  ...کاش هنوز برای دیدن

 

لیست تیم ملی لحظه شماری می کردم ....

 

کاش منتظر نوشتن تیتر

 

« لژیونرها وارد تهران شدند »  بودم ....

 

کاش با دیدن عکساش روی صفحه های

 

اول ، اشک شوق از چشمام می یومد ...

 

کاش وقتی مصاحبه هاش رو می دیدم

 

برای لهجه ی نازش و لحن مهربون صحبتش

 

قلبم از جا کنده می شد ( یادش بخیر

 

...عادت داشتم هیچ وقت با عجله مصاحبه

 

هاش رو نمی خوندم ....می گفتم باید یه جا

 

با آرامش کامل و شمرده شمرده بخونم !!!!)

 

....کاش همون موقعها بود که معصومانه

 

می گفت :

 

 « خوشحال شدم دوباره ایران اومدم » ....

 

کاش روزشماری و بعدش لحظه شماری

 

می کردم برای ورودش به ایران خودش

 

! ...ایرانی که به خاطرش از خیلی

 

موفقیتهای بیشتر که می تونست به دست

 

بیاره دست کشید و وقتی اولین گلش رو

 

روانه ی دروازه کرد ، صادقانه پرچمش رو

 

بوسه زد .... و حالا همون ایران اونو محروم

 

کرد ....از خدمت به مردمش که خود فریدون

 

همیشه می گفت برام افتخاره ....حالا از

 

این افتخار محرومش کردن ... شاید به جرم

 

اینکه تک روی نمی کرد و روی سیستم تیم

 

ملی ایران رفتار نمی کرد ، دوست داشت

 

پاس بده و تیمش پیروز باشه ، نه خودش

 

،........

 

برای اون پیروزی تیمش پیروزی خودش بود

 

، همیشه هر وقت ازش می پرسیدن گل

 

می زنی ؟ می گفت :

 

« ما باید ببریم حالا اگه من گل بزنم هم

 

بهتره » ...شاید هم نه ، به خاطر خاکی و

 

مردمی بودنش باید خط می خورد ...یا

 

شایدم چون هیچ وقت تو حاشیه نبود ....

 

آره دیگه ...اون هیچی ش به بازیکنای تیم

 

ایران نمی خورد ....به خاطر همین چیزا

 

باااااید خطش می زدن ....

 

واااااااااااااااااای.... واااای ..... دلم تنگه ....

 

تمرینای تیم رو دیگه نمی تونم نگاه کنم

 

بغض گلومو می گیره ....یاد شبایی می فتم

 

که پای اخبارها میخ کوب می شدم تا چند

 

کلمه صحبت شیرینش به زبون فارسی ش

 

رو بشنوم !!!!! فقط خدا خدا می کردم

 

خبرنگارا برن تو کمپ و گزارش بگیرن ....

 

شبکه خبر ، دوربین خبرساز ، نود ، ورزش

 

دو ، ورزش و مردم ....واااااای .... حالا چی

 

؟!!!! کمپ تیم ملی دیگه منو آتیش می زنه

 

....هر چند همییییییییییشه برای تیم آرزوی

 

موفقیت داریم چه با فریدون چه بی فریدون

 

...اما کاش یه ذره هم می ذاشتن این تیم

 

که می گن متعلق به مردمه ، واقعا متعلق

 

به مردم باشه ...... سیستم جدید تیم ملی

 

رو دیدید ؟!!!!!! همینو کم داشتیم فقط !!!!! :

 

مساوی با سوریه !!!! اونم توی خود تهران

 

!!!!! به قول یکی از شما عزیزان : راست

 

می گه جنا ب قلعه نویی ، فریدون به درد

 

سیستمش نمی خوره ....به درد سیستمی

 

که تک روی کردن توش غوغا می کنه ....به

 

درد سیستم یه مربی دره پیت ایرانی نمی

 

خوره ....

 

گفتن برانکو تیمو داغون کرد ..... البته اونکه

 

بحثی توش نیست ....آبرومون رفت تو جام

 

جهانی ... اما حداقل از چاله در نیان و بیفتن

 

تو چاه !!!!!!

 

از طرف دیگه فریدون هنووووووز تیم

 

جدیدش رو معرفی نکرده و یعنی شاید

 

فصل آینده تو هییییچ تیمی نباشه

 

.....وااااااای ....خدایا مگه میییییییییشه؟!!!!!

 

چرا اوضاع این طوری شده آخه .....حقش

 

اینا نبود ....آخه اون بد بازی نمی کرد ....چرا

 

باید هم از تیم ملی کشورش محروم باشه و

 

هم حالا تو هیچ تیمی نرفته باشه

 

....فریدون داره چییییییی کار می کنه ؟!!!!!!!

 

 

 

 

 

البته ببخشید این سه تا عکس بالا تکراریه

 

.... جزو اولین عکسای وبلاگه ....

 

فریدون متعلق به ایرانه .....

 

 

 

وای عزیزم ....چه معصومه !!!! ....نگاهاش ،

 

خنده هاش .... جاش خالیه ...خیلی هم

 

خالیه ...خیلی زیاد !!!!!!!!

 

 

 

 عزیزم ...چه بامزه کفشاشو داره در میاره !!!!!!

 

 

 جاااان؟!!!! اینا الان دارن دووودووچی چی بازی می کنن؟!!!!!!

 

 

آآآآآآآآآآآآآآآآی ..... گنده بک !!!!!! له شد بچه اوووون زییییییر !!!!!!

 

 

آخیییییییییی عزیزم ....چه مهربونه ....


این مطلب از وبلاگ ژامک

جون که حتما هممممه تون می

دونید :

 

به‌ خاطر پیراهن‌ تیم‌ملى‌ زندى‌

شاید به‌ ایران‌ بیاید 

48 ساعت‌ دیگر مهلت‌ نقل‌ و انتقالات‌ در

فوتبال‌ آلمان‌ پایان‌ مى‌یابد و هیچ‌ تیمى‌ تا

تعطیلات‌ نیم‌فصل‌ حق‌ جذب‌ بازیکن‌ جدید را

ندارد.

فریدون‌ زندى‌ که‌ در جام‌جهانى‌ 2006 با

پیراهن‌ تیم‌ملى‌ فوتبال‌ ایران‌ به‌ میدان‌ رفت‌

به‌ رغم‌ تلاش‌ فراوان‌ تا این‌ ساعت‌ نتوانسته‌

است‌ به‌ عضویت‌ تیمى‌ در بوندس‌لیگاى‌A در

بیاید چرا که‌ در ترکیب‌ کایزرس‌لاترن‌ هیچ‌

فروغى‌ نداشت‌ اما احتمال‌ اینکه‌ در آخرین‌

لحظات‌ به‌ عضویت‌ یک‌ تیم‌ در بوندس‌لیگاى‌B

دربیاید زیاد است. خصوصاً‌ که‌ با پیراهن‌

لوبک‌ در بوندس‌لیگاى‌B درخشش‌ قابل‌

توجهى‌ داشت‌ اما به‌ هر صورت‌ تا این‌

ساعت‌ فریدون‌ زندى‌ نتوانسته‌ است‌ تیمى‌

مورد دلخواه‌ را متقاعد به‌ جذب‌ خویش‌ نماید

و صدالبته‌ اگر تیم‌ خوبى‌ در خارج‌ از آلمان‌

فریدون‌ زندى‌ را مى‌خواست‌ او تاکنون‌ قرارداد

رسمى‌اش‌ را به‌ امضا رسانده‌ بود.

شنیده‌هاى‌ ما حکایت‌ از آن‌ دارد که‌ هیچ‌

بعید نیست‌ فریدون‌ زندى‌ برخلاف‌ میل‌

باطنى‌ خود (او قبلاً‌ گفته‌ بود قصد بازى‌ در

تیم‌هاى‌ باشگاهى‌ ایران‌ را ندارد) به‌ طور

موقت‌ و براى‌ یک‌ سال‌ مجبور به‌ عضویت‌ در

یکى‌ از تیم‌هاى‌ داخلى‌ شود. ممکن‌ است‌

این‌ مسئله‌ از نظر مالى‌ و شخصیت‌ فنى‌ به‌

ضرر فریدون‌ زندى‌ تمام‌ شود اما این‌ حسن‌

را دارد که‌ مى‌تواند او را به‌ تیم‌ملى‌ نزدیک‌

نماید. البته‌ امیر قلعه‌نوعى‌ در خصوص‌ عدم‌

دعوت‌ از فریدون‌ زندى‌ گفته‌ بود: این‌ بازیکن‌

به‌ سیستم‌ من‌ نمى‌خورد اما اگر فریدون‌

زندى‌ در لیگ‌ برتر بدرخشد سرمربى‌

تیم‌ملى‌ او را به‌ اردو فرا خواهد خواند....

 

 

خب ...مهلت نقل و انتقالات که تمام شد

اما اینکه فریدون چی کار می کنه حالا فقط

باید منتظر و دست به دعا

باقی بمونیم .... فقط کاش هر اتفاقی میفته

موفقیت فریدون توش باشه !!!! 

       

 

 

  

دوستای عزیزم ....معذرت می خوام که می

 

خوام مطلب تکراری بذارم اما من این

 

مصاحبه فریدون رو خییییلی دوست دارم

 

....یادمه وقتی این رو خوندم ، به خاطر

 

حرفای قشنگی ش که در مورد ایران زده از

 

ذوقم نشستم کف اتاقم و گریه کردم !.... و

 

به علاوه حالا که این چند روز بد جوووووور

 

یاد اون موقعها که فریدون عزیزمون ایران

 

بود ، افتادم و مصاحبه ی جدیدی هم ازش

 

تو روزنامه ها پیدا نمی شه ، بد نیست

 

دوباره با هم بخونیم .....که مربوط می شه

 

به « روزنامه ی خبر ورزشی روز جمعه

 

چهارم آذر ماه سال گذشته » :

 

 

 

(معذرت می خوام کیفیت این افتضاااااح !!! چون مال همون روزنامه هه است)

 

 

 

فریدون زندی هنوز به زبان فارسی کامل

 

مسلط نیست . برای همین در برابر

 

سئوالات تلگرافی ما پاسخ هایی داد که در

 

نوع خود جالب بود . فری که حالا عاشق

 

این سرزمین گربه ای شکل شده است با

 

همین واژه های نیم بند هم می توند ثابت

 

کند چقدر عاشق پر چم سه رنگ ایران

 

است . در روز هایی که زندی آمده بود تهران

 

این سئوالت تلگرافی را از او پرسیدیم .

 

بخوانید لطفاً :

 

« امدن » ؟  

 

*آنجا پا به این دنیا گذاشتم . خاطرات زیادی

 

از آنجا ندارم .

 

آوریل ؟

 

* ماه تولد من . به فارسی چی می شه ؟

 

آلمان ؟

 

* جایی که خودم را شناختم . سرزمین

 

آدمهای سخت کوش .

 

ایران ؟

 

*عشق ( وااای عزیزم .... ایشالله که هر چه

 

زودتر به عشقت برمی گردی ....)

 

عشق ؟

 

* تا بی نهایت دوست داشتن .

 

آرامش ؟

 

* پوشیدن پیراهن سفید .

 

خانواده ؟

 

* تکیه گاه من .

 

پدر ؟

 

* یک ایرانی متعصب و نجیب .

 

مادر ؟

 

 * مهربان و صمیمی .

 

کودکی ؟

 

* خیلی خوب بود .

 

موفقیت ؟

 

* برای موفق شدن باید زحمت کشید .

 

احساس ؟

 

*من خیلی احساساتی هستم ( بالاخره ما

 

نفهمیدیم احساساتی هست یا نه ...یکی

 

می نویسه هست یکی می نویسه نیست

 

....عزیزم اما حتما هست حداقل در مورد

 

ایران که هست !!! )

 

مردم ایران؟

 

* با محبت و فداکار .

 

فوتبال ؟

 

* همه زندگی من .

 

گل ؟

 

* وقتی گل می زنم روی ابرها هستم .

 

آرزو ؟

 

*آرزوی موفقیت در جام جهانی ( واااااااای )

 

الگو ؟

 

* توی فوتبال مارادونا .

 

اتومبیل ؟

 

*بهترین تفریح من . تیک آف توی خیابونای

 

خلوت خیلی می چسبه .

 

پیتزا ؟

 

* زیاد دوست ندارم ( عزیزممممم....این یکی رو مثل منه ) .

 

قورمه سبزی ؟

 

* یک غذای ایرانی فوق العاده خوشمزه .

 

آبگوشت ؟

 

* یک بار توی تهران خوردم .

 

سفید ؟

 

* زیباترین رنگ .

 

سیاه ؟

 

* رنگ غم .

 

بهشت ؟

 

* آدمای خوب اونجا مزد خوبی هاشونو می

 

گیرن .

 

تماشاگر ؟

 

* تماشاگر ایرانی واقعا عاشقه .

 

پیری ؟

 

* خیلی قشنگه .

 

ازدواج ؟

 

* باور می کنید اگه بگم بهش فکر نمی کنم !

 

شانس ؟

 

* توی فوتبال خیلی اثر گذاره .

 

تیم ملی ؟

 

* دعای هفتاد میلیون ایرانی پشت سرشه .

 

جام جهانی ؟

 

* می ریم که بدرخشیم ( وااای

 

....نگووووو....گریه م میگیره دوباره....)

 

موسیقی ؟

 

* موسیقی عربی رو خیلی دوست دارم .

 

سینما ؟

 

* وقت نمی کنم برم .

 

زرافه ؟

 

 

* وای به درد بلعیدن درختا می خوره . (

 

عزیزم فدات که این قدر با مزه جواب می

 

دادی )

 

سگ ؟

 

*اوه ...حیوان نجیب ! ( جاااااان ؟!!! از کی تا

 

حالا ؟!!!!! )

 

اسب ؟

 

* اونم نجیبه ( آهان ....حالا شد )

 

کایزرسلاترن ؟

 

* سکوی پرتاب من ( حالا ازش بپرسن باید

 

بگه عامل سقوط !!!)

 

استقلال ؟

 

* من استقلالی نیستم .

 

پرسپولیس ؟

 

* پرسپولیسی هم نیستم ...بابام قرمزه .

 

 دربی ؟

 

* همیشه حساس .

 

آفساید ؟

 

* متنفرم .

 

پنالتی ؟

 

* چند قدم تا گل .

 

تهران ؟

 

* شهر آدمهای خوب و مهربان .

 

روزنامه ؟

 

* من با روزنامه ها رابطه چندان خوبی ندارم .

 

ورلد ساکر ؟

 

* مجله معتبر .

 

زندگی ؟

 

* مثل یه رود زلال و جاری می مونه .

 

دروغ ؟

 

*یاد گرفتم هیچ وقت دروغ نگم ( آخ فداااات

 

فریدون ...دمت گرم... بعععععضی ها

 

یاد بگیرن ازش!!!!)

 

مهدی مهدوی کیا ؟

 

*صمیمی . خیلی دوسش دارم .

 

وحید هاشمیان ؟

 

* گلزن .

 

علی دایی ؟

 

* شخصیت قابل ستایش ( آره ...اما یه

 

رووووزی روزگاری .... تموم شد !!!!)


محرم نویدکیا ؟

 

* اونم خیلی مهربونه .

 

برانکو ؟

 

*امیدوارم موفق بشه ( وااای...این یکی که

 

آبرومونو تو دنیااااااا برد !!!)

 

.....و فریدون زندی ؟

 

*فرزند ایران (عزییییییییییییییییییزم

 

....الهیییییییی.....قشنگ ترین تعریفی که از

 

خودش می تونست بکنه )

 

 

 

وایییییییییییییییییی ...نازییییی

 

 

عزیزم ...انشالله بازم روزی برسه این جوری تو زمین تمرین ببینیمت

 

 

 

 

 

این سه تا کاریکاتور هم از سه تا از

 

بازیکنای خوب تیم ملی سابق !!!!

 

 

 

 

ضمن تشکر از وبلاگهای زیر ( به خصوص

 

 سوگل جونم و ژامک عزیز و لیلی گلم )  

 

که توی بعضی از عکسهام از عکسای این

 

عزیزان استفاده کردم :

 

www.bafootbalistha.persianblog.com

 

www.ferydoonzandi.blogsky.com

 

www.fery-zandi7.blogfa.com

 

www.ferydoonzandi.blogfa.com

 

www.varzesh-music.blogfa.com

 

www.teammelli.parsiblog.com

 

 www.iran-football.mihanblog.com/

 

 

خب عزیزان .... بازم ازتون عذر

 

خواهی می کنم .... امیدوارم هر جا

 

که هستین سلامت ، خوب و خوش و

 

موفق باشید .... هم شما و هم

 

فریدون زندی گل .....ایشالله که با

 

خبرای خوب برگردم .....

 

 

راستیییییی.....این وبلاگ رو هم من با

 

ریحانه دوست عزیزم می نویسیم ....

 

همه چی توش پیدا می شه : شعر ،

 

مطالب احساسی ، درد دل های

 

خودمون ، جک ، اس ام اس ... خلاصه

 

یه شلم شورواییه برای خودش !!! 

 

خوشحال می شم اونجام بیاین :

 

www.hejraan.blogfa.com

 

فعلا به خدای بزرگ می سپارمتون

 

 

 

 

به امید برگشتن فریدون

 

 عزیز به تیم ملی خودش

+ نوشته شده در  جمعه دهم شهریور 1385ساعت 7:4  توسط Andisheh  |